بادرود بر ایرانیان بزرگ و هنرمند همیشه گرفتارمان در هرکجای ایران و این جهان، درود بر تهرانیان ، درود بر اقوام مختلف آذربائیجان ، درود بر اقوام مختلف کرد ، درود بر اقوام مختلف بختیاری ، تمام خوزستانی ها، لرها ، لک ها ، شاه سونی ها ، سیستانی هاو بلوج ها، ترکمن ها ، قشقائی ها ، گیلک ها ، مازنی ها ، خراسانی ها ، یزدی ها ، اصفهانی ها ، فارس های استان فارس ، کرمانی ها، بوشهری ها، تمامی روستائیان ایران و تمامی اقوام مختلف و شاخه های گوناگون اقوام ایرانی ، درود بر تمامی هم میهنان گرامی و عزیز تر از جانمان ، درود
نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران

۱۳۹۰ بهمن ۲۶, چهارشنبه

نابودی تدریجی کاخ اختصاصی «کوروش بزرگ» توسط باران


نابودی تدریجی کاخ اختصاصی «کوروش بزرگ» توسط باران




پایه ستونهای باقیمانده از کاخ اختصاصی کوروش به دلیل نفوذ آب باران به داخل این ستونهای شکسته و یخ بستن و شکسته شدن سنگها در حال تخریبند.

در شمال غربی کاخ بارعام و شمال شرقی بوستان پاسارگاد، بقایای کاخی واقع شده است که مختصات یک بنای مسکونی را دارد به همین دلیل به ” کاخ نشیمن” یا ” کاخ اختصاصی” شهرت دارد. استروناخ، باستان‌شناس نامدار اسکاتلندی و از کاشفان بازمانده‌های پاسارگاد این کاخ را کاخ
P نامیده است.

تا آغاز سده بیستم چون تنها یک جرز سنگی از این کاخ بیرون از خاک بود، آن را “کاخ جرزدار” نیز می نامیدند. کف بندی این کاخ از ویژگیهای قابل توجه آن است و مرمت های انجام شده در دوره هخامنشی نیز در آن دیده می شود به طوری که هرجا رگه ای در سنگ ایجاد شده آن را تعمیر کرده اند اما باقی مانده های این مجموعه در اثر بی توجهی و گذر زمان در حال از بین رفتن است.

آب باران در فصل های بارندگی و سرما به داخل پایه ستونها می ریزد

سلیمان محمودی، کارشناس میراث فرهنگی،یکی از عوامل تخریب سنگهای باستانی را آب باران عنوان می کند و می گوید: برخی از سنگهای باستانی به حدی قدرتمند هستند که با هیچ عاملی به زودی تخریب نمی شوند اما همین سنگ ها با آب باران به سرعت از هم می پاشند. شاید در نظر اول کسی باورش نشود که آب باران یکی از بدترین عوامل تخریب سنگهاست اما چون آب روان است می تواند به راحتی در هر جرز و شکاف و درزی وارد شود و شکاف سنگ را بیشتر کند.


وی ادامه داد: اگر آب باران نفوذ کرده در داخل سنگ، یخ بزند، باعث فشار آمدن به شکاف شده و آن درز را بیشتر باز می کند انقدر که ممکن است بخشی از سنگ را به مرور بشکند.

این کارشناس میراث فرهنگی بیان کرد: کاخ اختصاصی کوروش در فضایی باز قرار دارد و بارندگی های اخیر نیز باعث نفوذ آب به داخل پایه ستونهای این کاخ و در نتیجه از هم پاشیدگی آنها می شود. برخی بر این باورند که باید روی این مجموعه سقفی به عنوان پوشش قرار بگیرد تا از نفوذ آب باران به داخل این سنگ ها و یخ بستن آن جلوگیری شود ولی برخی دیگر معتقدند که منظر آن از بین می رود.



به نظر می رسد هنوز راه حل مناسبی برای نگهداری از کاخ های باقی مانده باستانی توسط متولیان حفاظت از میراث فرهنگی ارائه نشده و این بناها مدتهاست زیر برف و باران زمستانی رها شده‌اند.

آبگرفتگی شدید محوطه تخت جمشید در فصل زمستان سال گذشته


به گزارش مهر،مشکل نفوذ آب باران در سنگهای باستانی محوطه های تاریخی پیش از این نیز مطرح شده بود به نحوی که خبرگزاری مهر زمستان سال گذشته نیز از آبگرفتگی در مجموعه تخت جمشید و نفوذ آب در سنگهای این مجموعه باستانی خبر داده بود اما دریغ از تدبیر و اقدامی عاجل…


برداشت از سایت: ایران ویج
**************
چهارشنبه تیر شید 26/ بهمن / 2570 شاهنشاهی

۱۳۹۰ بهمن ۹, یکشنبه

جشن سده بر ایرانیان فرخنده و گرامی باد

جشن سده بر ایرانیان فرخنده و گرامی باد:

جشن سَده، یکی از جشن‌های همگانی ایران کهن، در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه برابر با آبان روز از بهمن ماه با افروختن هیزمی که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، آغاز می‌شود. جشن سده یک جشن ملی ایرانیان است و به هیچ دین و مذهبی مربوط نیست.

جشن آ«سَـدَهآ» بزرگ‌ترین جشن‌ آتش و یکی از کهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای کوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم کم‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در کنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌کنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.   

  آنچنان که جابر عناصری در کتاب آ«تجلی دوازده ماهآ» و رضا مرادی غیاث آبادی در کتاب آ«نوروز نامهآ» نوشته‌اند، امروزه این مراسم در میان روستانشینان شمال شرقی کشور (همچون آزادوَر و روستاهای دشت جوین)، در بخش‌هایی از افغانستان و آسیای میانه (با نام آ«خِـرپَـچارآ»)، در کردستان (پیرامون سلیمانیه و اورامانات)، نواحی مرکزی ایران (با نام‌های آ«هله‌هلهآ»، آ«کُـردهآ»، آ«جشن چوپانانآ») و در میان برخی روستانشینان و عشایر لرستان، کردستان، آذربایجان و کرمان رواج دارد.

جشن سده هیچگاه به هیچیک از اقوام یا ادیان باستان ارتباطی نداشته و همواره جشنی ملی و برگرفته از شرایط اقلیمی و رویدادهای کیهانی بوده‌است. قدمت زیاد این مراسم باعث شده تا در باره دلایل برگزاری آن روایت‌های بسیار متعدد و متناقضی در منابع قدیم ثبت شود.

با اینکه در هیچیک از متون پهلوی و منابع زرتشتی عصر ساسانی و پس از آن، نامی از جشن سده و مراسم آن برده نشده و پیداست که این جشن در مغایرت با سنت زرتشتی بوده است؛ اما خوشبختانه در دوران معاصر این مراسم در میان هم‌میهنان زرتشتی نیز رایج شده‌است که البته در شیوه برگزاری، به برخی آیین‌های کهن و گاه مهم آن توجه نمی‌شود.
 

معنای واژه سده:

مهرداد بهار در کتاب آ«پژوهشی در فرهنگ ایرانآ» و رضا مرادی غیاث آبادی در کتاب یاد شده بالا، بر این باورند که سَدَه در زبان اوستایی به معنای برآمدن و طلوع کردن است و ارتباطی با عدد ۱۰۰ ندارد. عدد آ«سدآ» به شکل آ«صدآ» معرب شده‌است در حالیکه واژه آ«سدهآ» به شکل آ«سذقآ» معرب شده‌است. روایت‌هایی که جشن سده را به صد روز گذشتن از زمستان و یا پنجاه شب و پنجاه روز مانده به نوروز تعبیر می‌کنند، همگی از ساخته‌های جدیدتر است و در متون قدیمی نیامده‌اند.

سده از دیدگاه تاریخی:
داستان پدیدآمدن آتش و بنیاد نهاندن جشن سده در شاهنامه بدین گونه آمده‌است که هوشنگ با چند تن از نزدیکان از کوه می‌گذشتند که مار سیاهی نمودار شد. هوشنگ سنگ بزرگی برداشت و به سوی آن رها کرد. سنگ به کوه برخورد کرد و آتش از برخورد سنگ‌ها برخاست.[۱] به گفته فردوسی:

 


بر آمد به سنـــگ گران سنـگ خرد



هم آن و هم این سنـگ گردید خرد

فروغی پـــدید آمد از هر دو سنگ



دل سنگ گشت از فروغ آذرنـــــگ

جهــــاندار پیش جهان آفریــــن



نـــیایش همی کرد و خواند آفرین

که اورا فـــروغی چنین هدیه داد



همین آتــــــش آن گاه قبله نهاد

یکی جشن کرد آنشــب و باده خورد



ســــده نام آن جشن فرخنده کرد


داستان کشف آتش در زمان هوشنگ، هیچگاه باور ایرانیان نبوده و از ساخته‌های جدیدتر است. این فرضیه امروزه مورد توجه بیشتر شاهنامه‌شناسان قرار گرفته و از جمله در نسخه‌های تصحیح شده آقایان، استاد جلال خالقی مطلق و مصطفی جیحونی، داستان کشف آتش به دلایل بسیاری در زمره بیت‌های افزوده شده و الحاقی شاهنامه آورده شده‌است. از سویی از این داستان در هیچیک از متون تاریخی مقدم بر شاهنامه و گاه متاخر بر آن یاد نشده‌است و همچنین می‌دانیم که کشف آتش بسیار کهن‌تر از عصر هوشنگ است که با توجه به اشاره‌های شاهنامه در باره چگونگی و دستاوردهای زندگی انسان در آن دوره (ساخت ابزار ریزسنگی، یکجانشینی، آغاز کشت‌وزرع و اهلی کردن برخی حیوانات)، می‌بایست با دوره‌ای منطبق باشد که در باستان‌شناسی بنام آ«میان‌سنگی/ مزولیتآ» (حدود ۱۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ سال پیش) خوانده می‌شود. و از سوی دیگر این بیت‌ها در برخی نسخه‌های متقدم شاهنامه و از جمله کهن‌ترین آن (دست‌نویس فلورانس) وجود ندارد.


به نوشته مورخانی همچون بیرونی،بیهقی،گردیزی جشن سده یکی از سه جشن بزرگ ایرانیان است که در دوران اسلامی، تا اواخر دوران خوارزمشاهیان و حمله مغول دوام آورد و هم سلاطین و امیران و هم مردم عادی این جشن را به‌پا می‌داشتند. مشهورترین و بزرگترین جشن سده در زمان مردآویج در سال ۳۲۳ هجری در اصفهان برگزار شده‌است و چنان‌که در تاریخ بیهقی آمده‌است جشن سده دیگری که به یاد مردم مانده، جشنی است که در زمان سلطان مسعود غزنوی در سال ۴۳۰ هجری برگزار شد. منبع

به هر روی، ماندگاری سده در فرهنگ ایرانی بسیار مرهون اقوام گوناگون ایرانی است. کرمان، در هشتاد سال گذشته مهد برگزاری سده بوده‌است و همه ساله باشکوه‌ترین جشن سده نیز در آن جا توسط همه مردم برگزار می‌شود. در سال‌های پس از انقلاب، زرتشتیان این جشن را با روشهای تازه‌ای که سابقه تاریخی ندارد، برپا می‌کنند.

 
 روح‌الامینی، که خود کرمانی است، درباره برگزاری سده در کرمان می‌گوید: آ«کرمانی‌ها این جشن را باشکوه‌تر از مناظق دیگر برگزار می‌کنند. هنوزهم در کرمان رسم است که کشاورزان از خاکستر آتش بر زمین‌هاشان می‌پاشند، زیرا عقیده دارند که خاکستر آتش سده به زمین برکت می‌دهد.آ» او ادامه می‌دهد: آ«در گذشته‌های نه چندان دور این مراسم در پشت‌بام‌ها برگزار می‌شد. این جشن جمعی و همگانی است. هیچ گاه این مراسم پنهانی و در خفا انجام نمی‌شده و همواره با حضور تعداد زیادی از مردم در بیابان‌ها و دشت‌ها برپا می‌شده‌است. هنوز هم در کرمان در روز جشن سده، مدارس را تعطیل می‌کنند.آ» به رغم گذشت هزاران سال از برگزاری نخستین سده، امروزه تغییرات محسوسی در برگزاری این جشن به وجود نیامده‌است.
 


 دکتر روح‌الامینی که تغییرات آیین‌ها را در طول زمان پیگیری می‌کند، معتقد است این آیین آن قدر قوت داشته که موفق به حفظ خود شده و با اشاره به خاطره‌ای می‌گوید: آ«حتی در زمان جنگ با آنکه از شکوه جشن سده کم شده بود، ولی باز هم مردم در روز دهم بهمن دور هم در بداق آباد کرمان (باغی که تا چند سال پیش معمولا سده را در آن جشن می‌گرفتند) جمع می‌شدند. از آن جا که سده را آتش می‌زنند، به این جشن سده‌سوزی هم می‌گویند. روح‌الامینی از ماجرای سده‌سوزی کرمان در سال‌های دهه چهل که تازه این رسم احیا شده بود روایت جالبی تعریف می‌کند: آ«نزدیک غروب دو موید، لاله به دست، با لباس سفید از باغچه بیرون آمده، زمزمه‌کنان به سده نزدیک می‌شوند و از سمت راست سه بار گرد آن می‌گردند. سپس این خرمن هیزم را با شعله لاله‌ها از چهار سو آتش می‌زنند. ساعت‌ها طول می‌کشد تا شعله‌ها و حرارت آتش فروکش کند و مردم، بویژه نوجوانان و جوانان بتوانند برای پریدن از روی آتش به بوته‌های پراکنده نزدیک شوند.

 در گذشته اسب‌سوارانی که منتظر فروکش کردن شعله‌ها بودند، زودتر از دیگران خود را به آب و آتش زده و هنرنمایی می‌کردند. کشاورزان می‌کوشیدند مقداری از خاکستر سده را بردارند و به نشانه پایان یافتن سرمای زمستان، گرما را به کشتزار خود ببرند. شرکت‌کنندگان کم کم به خانه برمی‌گشتند، ولی جوانانی که تا نیمه‌های شب پیرامون سده می‌ماندند، کم نبودند.آ» در این شب ستاره گرما به زمین می‌آید.


سده از دیدگاه دینی
این جشن به یاد آورنده اهمیت نور، آتش و انرژی است. نوری که از خداوند جداست و از خداوند جدا هم نیست. قبله ای که در همه جا هست، هر جا نور است ،خدا آن جاست. فروغ خورشید ،ماه ،آتش چراغ و نیز روشنایی درونی بی پایان خوانده شده است



آیین جشن سده
 

حکیم عمر خیام در کتاب نوروزنامه می نویسد: ((هر سال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نیک عهد در ایران و توران به جای می آورند،بعد از آن به امروز ،زمان این جشن به دست فراموشی سپرده شد و فقط زرتشتیان که نگهبان سنن باستانی بوده و هستند این جشن باستانی را بر پا می داشتند)) هر چند نوشته شده است که مرد آوریج زیاری به سال ۳۲۳ هجری (سده دهم میلادی) این جشن را در اصفهان با شکوه بر گزار کرد. همچنین در زمان غزنویان این جشن دوباره رونق گرفت و عنصری شاعر نامدار ایران در یکی از جشن های سده در برابر سلطان محمود قصیده ای درباره سده خواند که آغاز آن این است:

 

ســـــــــده جشن ملوک نامداراسـت              زافریدون و از جـــــــــــم یادگار است


در ایران باستان و در میان زرتشتیان ایران،این جشن نزدیک غروب آفتاب،باآتش افروزی آغاز میشود و امروز هم با همان سنت کوه هایی از بوته و خارو هیزم در بیرون شهر فراهم شده ،در حالی که موبدان لاله به دست اوستا زمزمه میکنند،بوته ها را روشن کرده و مردمی که در آن جا جمع شده اند نماز آتش نیایش خوانده ،این مراسم به وسیله ی انجمن زرتشتیان کرمان سده هاست که بیرون از شهر انجام شده و همه مردم زن و مرد ،زرتشتی و مسلمان ،کلیمی در آن جا گرد آمده و در شادی شرکت می کنند در تهران این جشن بیست و پنج سال است که با شکوه وسیله سازمان فروهر در باغ ورجاوند برگزار می شود.در شیراز پنج سال این جشن به همت همسرم پریچهر (همسر دکتر فرهنگ مهر)و با یاری زرتشتیان ،آرتشیان و مردم شیراز ،برابر کعبه زرتشت ،نزدیک تخت جمشید برگزار میشود.

بن مایه های مطلب بالا :
 
کناب فلسفه زرتشت نوشته دکتر فرهنگ مهر چاپ هفتم ص190
کناب فلسفه زرتشت نوشته دکتر فرهنگ مهر چاپ هفتم ص191
کناب فلسفه زرتشت نوشته دکتر فرهنگ مهر چاپ هفتم ص191
شاهنامه فردوسی، تصحیح جلال خالقی مطلق، چاپ آمریکا: ۱۹۸۶، جلد یکم.

خالقی مطلق، جلال. گل رنجهای کهن، تهران: نشر قطره، ۱۳۸۰.

مرادی غیاث آبادی، رضا. جشن‌های مهرگان و سده، تهران: پژوهش‌های ایرانی، ۱۳۸۴.

رجایی بخارایی، احمدعلی. برگزیده شاهنامه فردوسی، به کوشش کتایون مزداپور، تهران : پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، چاپ سوم ۱۳۸۱،
ISBN ۹۶۴-۴۲۶-۱۷۷-۱


 یکشنبه مهر شید / 9 بهمن / 2570 شاهنشاهی

۱۳۹۰ دی ۳۰, جمعه

سزارین یا رستمینه یا رستم زائی

سزارین یا رستمینه یا رستم زائی:

سابقه پزشكي در ايران به 6 تا 8 هزارسال پيش مي‌رسد، بنابراين به جرات مي‌توان گفت آنچه كه طب يوناني ناميده مي‌شود، ايرانيان به يونانيان آموخته‌اند و جالب است كه اروپائيان خود را نقطه آغاز همه دانش‌ها مي‌دانند.
شايد كمتر شنيده و يا اطلاع داشته باشيد كه جراحي سزارين توسط ايرانيان چندين قرن پيش براي اولين بار ابداع شده است حكيم ابوالقاسم فردوسي در اشعار حماسي شاهنامه، چهره‌هاي تاريخي مقتدري را خلق كرده است كه رودابه از جمله آنهاست، رودابه باردار مي‌شود درد زايمان با نزديك شدن زمان فارغ شدن زياد مي‌شود.

 رنج شديد چهره او را زرد مي‌كند و به حالت اغمايش مي‌اندازد سيندخت مادر رودابه كه حال دخت خود را چنان مي‌بيند، نگران و مشوش مي‌شود زال شوهر او دست استمداد به سوي سيمرغ مي‌گشايد موبدي چيره دست حاضر  بلا درنگ اقدام مي‌كند و با خنجري تيز، آبديده و نظيف، پوسته شكم رودابه را مي‌شكافد و نوزاد رستم دستان سالم به دنيا مي‌آيد.

 بر اساس شعر حكيم ابوالقاسم فردوسي موبد پس از بيرون آوردن نوزاد، پوسته شكم رودابه را بخيه كرده و روي زخم مرهم گياهي نهاده است و پس از يك شبانه‌روز، مادر رستم به هوش مي‌آيد. ، اما واقعه دنيا آمدن رستم به 1400 سال قبل از ميلاد باز مي‌گردد؛   در حالي كه مورخان غربي بدون اطلاع از داستان تولد رستم از طريق شكافتن پوسته شكم مادرش، عمل سزارين را به دليل آنكه  روي مادر سزار انجام شده است، سزارين ناميده‌اند

مورخان غربي مثل ساير موارد تاريخي، سابقه اين اقدام مبتكرانه را نيز تحريف كرده و به خود نسبت مي‌دهند.
 
بیاور یکی خنجر آبگون یکی مرد بینادل پرفسون
نخستین به می ماه را مست کن ز دل بیم و اندیشه را پست کن
بکافد تهیگاه سرو سهی نباشد مر او را ز درد آگهی
وزو بچه‌ی شیر بیرون کشد همه پهلوی ماه در خون کشد
وز آن پس بدوز آن کجا کرد چاک ز دل دور کن ترس و تیمار و باک
گیاهی که گویمت با شیر و مشک بکوب و بکن هر سه در سایه خشک
بساو و برآلای بر خستگیش ببینی همان روز پیوستگیش

****************************************

آدینه ناهید شید 30/ 2570 شاهنشاهی

۱۳۹۰ دی ۲۱, چهارشنبه

به مناسبت نزدیکی به 26 دی ماه و ترک پادشاه فقید ایران از کشورش ؛ دستاوردهای عصر پهلوی ، ناسیونالیسم و طلیعه مدرنیسم - بخش نخست

به مناسبت نزدیکی به 26 دی ماه و ترک میهن پادشاه فقیدمان,
دستاوردهای عصر پهلوی ، ناسیونالیسم و طلیعه مدرنیسم - بخش نخست


کوروش از تهران:زیر تاثیر نیروهای چپ گرا و اسلام گرایان افراطی ارزش ها
و دستاوردهای مهم دوره پهلوی نادیده گرفته شده و در دعواهای سیاسی کمتر
به طور علمی به آنها پرداخته شده است در حالی که این ارزش ها می توانند
برای ایران آینده هم کاربرد داشته باشند و نیازی نیست کسی طرفدار نظام
پادشاهی پارلمانی یا جمهوری باشد. چه در یک جمهوری و چه در یک نظام
پادشاهی این مولفه های سرنوشت ساز و پراهمیت می توانند مورد استفاده قرار
گیرند. دشمنان دوره پهلوی به طور نظام مند سعی می کنند با طرح مباحث
سیاسی بغض آلود و انحراف افکار عمومی، از دوره پهلوی یک دوره مخوف و
توسعه نیافته ترسیم کنند. این سلسله مقاله ها پاسخی به ادعاهای آنان و
نیز روشنگری درباره حکومت پهلوی و دستاوردهای آن حکومت برای ایران است.
این مقاله ها از پژوهش بر روی کتابها و سایر اسناد و نوشته ها همراه با
برداشت های خود من است و چون به شکل مقاله منتشر می شود طبیعی است نمی
تواند بازگو کننده همه دستاوردها و مشکلات آن دوره باشد.


ارکان هویت ساز عصر پهلوی به طرز کاملا مشخص و معناداری آن دوره را از
سایر ادوار تاریخ ایران جدا می کند و پژوهشگران مختلف می توانند با نگاهی
ژرف به رویدادهای آن دوره به خوبی آن مشخصات را استخراج کنند. در این
مقاله به دو مشخصه برجسته عصر پهلوی اشاره می گردد و در بخش دوم ادامه
خدمات اقتصادی، سکولاریسم و دیپلماسی دوره پهلوی به طور مختصر مورد کاوش
قرار خواهد گرفت:


اول) ناسیونالیسم یا ملی گرایی: ناسیونالیسم در برابر دو انحراف می
ایستد. نخست، شوونیسم یا میهن شیفتگی افراطی که می تواند به نژاد پرستی
بیانجامد و دوم، جهان وطنی که در آن ارزشها و هویت ملی یکسره نادیده
گرفته می شود که نمونه مشخص آن اسلام سیاسی و ایدئولوژی چپ است که در آن
مفهوم «وطن» معنایی ندارد و فردیت ملی یکسره در امت گرایی مذهبی و
انترناسیونال کمونیستی مستحیل می گردد.


با تاسیس پادشاهی پهلوی، ایران از «ممالک محروسه» به «کشور» تبدیل شد و
ساختار ملی اش متمایز از دوران پیشین دارای هویتی مشخص گردیدد. ساختار
مدرن دولت پهلوی در تشکیل و پیدایش هویت ملی و مفهوم«ملیت» نقشی مهم ایفا
کرد. در دوران قبل از پهلوی هویت ایرانیان شکل یکپارچه و ملی نداشت بلکه
حالت قبیله ای، ملوک الطوایفی و موزاییکی پیدا کرده بود.


در دوران قاجار و قبل از آن اصل و پایه هویت ایرانیان مبنای «قومی»،
«قبیله ای» و «زبانی» داشت و یکی از نشانه های سنتی بودن حکومت قاجار
همین بی اعتنایی آن به مفهوم«هویت ملی» بود. با جنبش مشروطه مفهوم ترقی و
پیشرفت مطرح گشت و به تبع آن ایجاد دولت مرکزی و تشکیل بوروکراسی و محدود
شدن قدرت مطلقه پادشاه مطرح گردید. نیاز به رشد اقتصادی و مشروط شدن قدرت
استبدادی زمینه شکل گیری «ملت یکپارچه» و دارای «هویت ملی» را برجسته
نمود.


در ناسیونالیسم پهلوی مولفه های هویت ملی مانند تاریخ ایران باستان،
ادبیات کهن و غنی و مفهوم ملیت بسیار پرارج شد و برخلاف نظر مغرضان و
دشمنان پهلوی، برگزاری جشن های 2500 ساله نمونه ای از افتخار ملی
ایرانیان به هویت باستانی خود گردید و برگزاری هزاره فردوسی دقیقا در
راستای احیا و زنده نمودن ادبیات حماسی ایران بود.


تمرکز سیاسی در دوره پهلوی بدون کمرنگ ساختن جماعت های محلی، عشایر و
قبایل میسر نبود. مدرنیسم پهلوی زمینه ایجاد هویت ملی و یکپارچگی سرزمینی
ایران را فراهم آورد در حالی که تا قبل از ظهور رضاشاه در ادبیات سیاسی
به مردم «رعایا» گفته می شد. با تاسیس دولت پهلوی مفهوم «ملت» رسما وارد
ادبیات سیاسی ایرانیان شد و ایرانیان نه در ممالک محروسه بلکه در «کشور
ایران» زندگی می کردند.


امروز نیز با بهره گیری از ناسیونالیسم عصر پهلوی می توان از بازی های
قومی، مذهبی و زبانی جلوگیری کرد و نیروهای جدایی طلب را به حاشیه راند.
این نوع ملی گرایی درست ترین و معقول ترین شکل ملی گرایی است زیرا نه
مبتنی بر نظریه های افراطی(مانند هنر نزد ایرانیان است و بس) بنا شده و
نه با خارجیان سر ستیز و نزاع دارد.


دوم) مدرنیسم: مدرنیته در عصر پهلوی در حقیقت به تغییر الگوی مسلط
اقتصادی گفته می شود که طی آن اقتصاد ایران از یک اقتصاد کشاورزی و محلی
به یک اقتصاد صنعتی و تجاری تبدیل می شود و نخستین نطفه های صنعتی سازی
در زمان رضاشاه شکل می گیرد.


تاسیس نهادها و پدیده های مدرن مانند «دانشگاه»، «ارتش ملی»، «بانک»،
«شناسنامه برای اتباع ایران» و یا «دادگستری عرفی» بخشی از مدرن سازی و
تجددگرایی پهلوی ها را در زمینه سخت افزاری نشان می دهد. «برقراری امنیت
و ثبات»، «انضباط مالی و اداری» و « خارج نمودن آموزش و پرورش از سیطره
روحانیون» نیز بخشی از خدمات رضاشاه پهلوی در زمینه نرم افزاری است.


حکومت پهلوی به ویژه در دهه های پایانی عمر خود توانسته بود تا حد زیادی
از انباشت سرمایه بخش خصوصی در مقابل رشد بخش عمومی حمایت کند و صنعت
گران خلاق سرمایه های خود را به طرف صنعت و تاسیس کارخانه ها سوق می
دادند.


در دهه 30 خورشیدی بخش صنعت کشور توانست با برخورداری از «معافیت های
مالیاتی»، «حمایت های گمرکی» و «اعتبارات آسان و با سود اندک» به سرعت
رشد کند که کلیه این سیاست ها بازتاب دهنده جهت گیری دولت های عصر پهلوی
به سمت مدرنیزاسیون اقتصادی و نوسازى صنعتی ایران بوده است.


برنامه شش ماده ای انقلاب سفید اثرات مهم و مثبتی در وضعیت اقتصادی کشور
داشت. اقدامات دولت های عصر پهلوی تغییر مقررات و رفع هرگونه انحصار برای
گسترش حوزه عمل بخش خصوصی بود و سوبسید (یارانه) مستقیم و غیر مستقیم به
بخش خصوصی در زمینه صنعت و کشاورزی بسیار تاثیرگذار بود.


بازتاب تصویب قانون سهیم کردن کارگران در سود کارخانه ها و نیز تشکیل
سندیکاهای کارگری اثرات قابل توجهی بر وضعیت کارگران گذاشت. تا پایان سال
55 حدود 540 هزار نفر از کارگران مشمول قانون سهیم شدن گردیدند و 49 درصد
سهام در بخش خصوصی به کارگران و مردم واگذار گردید و تا آبان سال 51 حدود
519 سندیکای کارگری در کشور تشکیل شد.


دکتر حسین عظیمی در کتاب مهم خود یعنی «مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد
ایران» نوشته است: «مقدار تشکیل سرمایه در سال 1355 ،1181 میلیارد ریال
بوده است که معادل 31 درصد تولید ناخالص داخلی است» که باز هم بیانگر
گرایش به سمت توسعه اقتصادی در نظام پهلوی است.



برنامه های عمرانی در دوره پهلوی عمدتا با رویکرد صنعتی و با توجه به
استراتژی جایگزینی واردات و توسعه صادرات طراحی و اجرا گردید و کارشناسان
عمده اقتصادی مانند دکتر رزاقی اعتقاد دارند این برنامه ها از نظر تحقق
اهداف خود موفق بوده اند. همچنین در ایران آن دوره بخش خصوصی قدرتمندی به
وجود آمد که تنها طی سال های 1351 تا 1356 نقدینگی بخش خصوصی از 400
میلیارد ریال به 2140 میلیارد ریال رسید.

ادامه بررسی مدرنیسم و توسعه اقتصادی عصر پهلوی در بخش دوم نوشته خواهد
شد.

نوشته :کوروش ازتهران
==========================
چهارشنبه 21 / دی / 2570 شاهنشاهی

۱۳۹۰ دی ۱۵, پنجشنبه

هفده دی و کشف حجاب در ایران در جهت نوگرائی / بررسی آن که یکی تحمیل بی حجابی در جهت نو گرائی و دیگری تحمیل حجاب در جهت واپسگرائی بوده است

هفده دی و کشف حجاب در ایران در جهت نوگرائی /
بررسی آن که یکی تحمیل بی حجابی در جهت نو گرائی و دیگری تحمیل حجاب در جهت واپسگرائی بوده است:


کشف حجاب زنان در دهه های بعد به تاًمین بخش عمده ای از حقوق مساوی آنان
با مردان انجامید و زنان ایرانی را در سال ١٣٤١ خورشیدی به حقوق حقه شان
از جمله حق راًی رساند، حقوق حقه ای که طی سال های اولیه پس از انقلاب
بیست و دوم بهمن ماه ١٣٥٧ خورشیدی با اقدام واپس گرایانه تحمیل اجباری
حجاب از سوی حکومت اسلامی ایران از آنان سلب شد.
.....

کشف حجاب یا برداشتن اجباری حجاب را در هفدهم دی ماه سال ١٣١٤ خورشیدی
توسط رضا شاه، نمیتوان با اجباری کردن حجاب در جمهوری اسلامی ایران به
این معنا که هر دو یک عمل اجباری بوده است، مقایسه کرد، بلکه باید ابتدا
به بررسی آن که یکی تحمیل بی حجابی در جهت نو گرائی و دیگری تحمیل حجاب
در جهت واپس گرائی بوده است، پرداخت و آنگاه پی آمدهای اجتماعی – سیاسی
آن دو را مورد بررسی قرار داد. علاوه بر آن باید کل نظام سیاسی و اجتماعی
حول و حوش زمان این دو اقدام را نیز در نظر گرفت، دو اقدامی که نتایج
حاصله از آن طی سال های بعد به انجام یک تحول اجتماعی – سیاسی، اولی در
جهت مثبت و دومی در جهت منفی، انجامید.




تحمیل بی حجابی و تحمیل حجاب یا دو اقدامی که در نخستین نگرش دارای یک
وجه مشترک - اجباری کردن - آن هستند؛ میتواند تفاوت از زمین تا آسمان را
در جامعه ای که زن همیشه مطرح بوده است؛ به ذهن انسان متبادر کند.




اما ببینیم پیش از آن چگونه بوده است این حکایت؟




برای شناسائی موقعیت اجتماعی زن در ایران باید ابتدا در تاریخ این سرزمین
به سیر و سیاحت پرداخت و به نقش زن در هزاره های پیش از آمدن اسلام به
ایران سخن گفت.




... به پوران دخت و توران دخت دو زنی که در ایران باستان بر اریکه اداره
کشور تکیه زده اند، به آذرمیدخت سی و دومین پادشاه ساسانی و به نشانه
هائی از جامعه زن سالار ایران در روزگار قبل از گسترش اسلام.




در روزگار قبل از حمله اعراب و گسترش اسلام تهمینه ها، رودابه ها وگُرد
آفرید ها – زنانی که فردوسی - سخنور سخنوران - در شاهنامه اش از آنان یاد
میکند؛ کم نبوده اند.




شعرا و نویسندگان ایران از ارزش اجتماعی زن ایرانی بسیار سخن گفته اند.
به عنوان مثال وقتی که دکتر باستانی پاریزی در کتاب مشهورش بنام " خاتون
هفت تپه" از قلعه ها و بناهائی که با الهام از زنان و دختران در ایران
نام گرفته اند سخن میگوید، میتوان نقش زن آزاده ایرانی را در گوشه و کنار
جامعه مشاهده کرد.




توران شهریاری یکی از چکامه سرایان در باره نقش زن در ایران باستان
میگوید:


زن و مرد با هم برابر بُدند


زنان کاردانان کشور بُدند


این زن حقوقدان ایرانی که ضمناً پنجمین وکیل زن در تاریخ ایران است،
بدرستی به نقش و موقعیت والای زن در جامعه آن روزگار اشاره کرده است.
جامعه ای که در سده های بعد یکی از زنان برجسته اش، دکتر مهرانگیز
منوچهریان، جایزه صلح سازمان ملل متحد را برای مبارزات آزادی خواهانه اش
در جهت احقاق حقوق زن ایرانی بر تارک خود و همرزمانش می نشاند و سالها
بعد از آن، شیرین عبادی یک زن حقوقدان برجسته دیگر برای نخستین بار جایزه
صلح نوبل را نصیب یک زن ایرانی می کند.


در همین حال باید توجه داشت که کشف حجاب یا برداشتن اجباری حجاب در روز
هفدهم دی ماه سال ١٣١٤ خورشیدی توسط رضا شاه یک شبه صورت نگرفت، بلکه در
پی مبارزاتی بثمر رسید که زنان ایران طی دهه ها، با توجه به شرائط ویژه
زمان خود آنرا دنبال کرده بودند..


ورود فرهنگ غرب و بویژه فرانسه در دوره قاجاریه و حتی کمی قبل از شروع
دوران سلطنت قاجار به زنان آگاهی و راه های تازه ای نشان داد. زنان با
شروع آشنائی به تمدن غرب، نه تنهادر پی تغییر نوع لباس پوشیدن خود شدند
بلکه به نوشتن هم روی آوردند و در نظامی خود را جای انداختند که بعد ها
نمونه نظام اداری ایران شد.


در آن دوران به زنانی بر می خوریم که در آسمان درخشان ادب و فرهنگ ایران
درخشیده اند، به زنانی مانند قره العین ها و صدیقهء دولت آبادی ها که به
شعر و ادب روی آوردند و پا بپای مردان در صحنه های مختلف اجتماعی حضور
یافتند.




نفوذ و قدرت زنان را در امور اداری و سیاسی آن روزگار باید در کتاب
خاطرات عضدالدوله یکی از پسران فتحعلی شاه قاجار جستجو کرد که از چگونگی
قدرت زنان در دربار شاه قاجار در آن روزگار سخن می گوید. زنان در آن
دوران در امور سیاسی دخالت کرده و در بسیاری از تصمیم گیری ها در پشت
پرده نقشی اساسی بر عهده داشته اند و حتی بر بودجه کشور نیز نظارت می
کرده اند.


خاطرات اعتماد السلطنه در همان سالها نشان از آن دارد که زنان درباری با
دخالت های خود در امور توجه خاصی به مسائل مختلف حول و حوش خود داشته
اند.


علاوه بر آن، هر چند که در لابلای خاطرات برخی از رجال دوران ناصری می
بینید که زنان بی صدا و بی هویت دیده میشوند، اما این واقعیت را آشکار
میکند که در میان همان زنان صامت و گوشه نشین، زنان با نفوذی بوده اند که
در سیاست و گرداندن دولت در ایران دخالت داشته اند.


متاًسفانه نگاشتن تاریخ در آن روزگار بسیار محدود بوده و تنها خاطرات
رجال ایران را در بر داشته است.


تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه تنها زنی است که در آن دوران به نوشتن *
خاطرات خود آن هم در جامعه ای میپردازد که به علت ارتباط روز افزون با
خارج و تماس با خارجی ها در حال تحول بوده است.


اینها همه نشان از مبارزه آرام آرام زنان برای بدست آوردن حقوقی می کند
که هنوز در جامعه آن روز ایران کاملاً شناخته نشده بود حتی زنان دربار
ناصرالدین شاه، در زمانی که مسئله تحریم تنباکو مطرح بود استعمال دخانیات
را تحریم کردند. زنان به تاًسیس مدارس دخترانه همت گماردند و تاًسیس
روزنامه مربوط به زنان و نوشتن مقالات زنانی که در آن روزگار نیز خواهان
برداشتن حجاب بوده اند؛ کم نبوده است. تلاش هائی که کم کم خط نهضت زنان
غرب گرائی شد که در پی تساوی بر آمده بودند؛ نهضتی که با آمدن رضاشاه به
دوره پهلوی کشانده شد.


نقش زنان را در آن روزگار در عزل و نصب حکام و اعطای لقب و مقام نمی توان
نا دیده گرفت. بنا بر این باید توجه کرد که زنان در ایران حد اقل یک قرن
پیش از روز هفدهم دی ماه سال ١٣١٤ خورشیدی در پی ورود به دنیای مساوی با
مردان و داشتن امکانات برابر گام برداشته اند و اقدام رضا شاه و اجباری
کردن بی حجابی پاسخ گوی همین نیاز بوده است.


اینجاست که نقش واپس گرایانه تحمیل حجاب پس از انقلاب بیست و دوم بهمن
سال ١٣٥٧ خورشیدی آن هم در جامعه ای که پس از دهه ها در جهت نوگرائی و
بدست آوردن حقوق زنان جلو رفته بود، کاملاً مشهود می شود.




جامعه تحول یافته ای که زنان در آن حق راًی بدست آورده بودند، از بسیاری
از حقوق برابر با مردان برخوردار بودند و در تمام شئون اجتماعی – سیاسی
پا بپای مردان گام برمیداشتند ناگهان با یک عقب گرد اجباری شاًن و منزلت
انسانی خودرا از دست میدهد. جامعه ای که طی چند دهه پس از انقلاب بیست و
دوم بهمن ماه سال ١٣٥٧ خورشیدی شاًن و منزلت آن به همراه سنگسار زنان حتی
روی قرون وُسطی را نیز سفید می کند.


پس از انقلاب بیست و دوم بهمن سال ١٣٥٧ هر چند که زنان هنوز هم میتوانند
در دادن راًی شرکت کنند، در رده های تحصیلات دانشگاهی پیشتر از مردان گام
بر دارند، در مجلس شورای اسلامی بر کرسی وکالت تکیه زنند و در سمت وزیر
مانند وزیر فعلی بهداشت دولت محمود احمدی نژاد شرکت کنند، اما آیا این ها
همه میتواند اعتبار انسانی ویژه زن ایرانی را برای او دست وپا کند.


در دوران پیش از انقلاب اخیر ایران، یعنی در دهه های پس از کشف حجاب دیگر
مردان حق نداشتند بیش از یک زن را به همسری خود بر گزینند، زنان توانسته
بودند از مزایای انسانی قانون حمایت خانواده برخوردار شوند، حق طلاق بدست
آورده بودند و میتوانستند نگهداری کودکان خود را پس از طلاق یا در صورت فوت
همسر در دست داشته باشند.


حتی سناتور دکتر مهرانگیز منوچهریان نخستین سناتور زن انتصابی در پی
گذراندن لایحه ای بود که زنان مجبور نباشند برای مسافرت از شوهرانشان
اجازه بگیرند، لایحه ای که باعث ایجاد اختلاف بین خانم سناتور منوچهریان
و مهندس جعفر شریف امامی رئیس وقت مجلس سنا شد و به همین جهت سناتور
منوچهریان بلافاصله استعفای خود را تسلیم کرد.


این نخستین استعفای یک سناتور انتصابی در تاریخ مجلس سنای ایران بود و به
همین جهت آقای شریف امامی این استعفا را برای مدت پانزده روز بصورت تعلیق
نگاهداشت، اما سناتور منوچهریان که پشتوانه مبارزه ها و تلاش هایش برای
احقاق حقوق زن ایرانی بر همه آشکار بود؛ بر تصمیم خود پا بر جای باقی
ماند.


گفته میشد مهندس جعفر شریف امامی رئیس وقت مجلس سنا که خود از یک خانواده
مذهبی بود، مایل نبود که از تصویب این لایحه بسیار با اهمیت حمایت کند.


کشف حجاب زنان در دهه های بعد به تاًمین بخش عمده ای از حقوق مساوی آنان
با مردان انجامید و زنان ایرانی را در سال ١٣٤١ خورشیدی به حقوق حقه شان
از جمله حق راًی رساند، حقوق حقه ای که طی سال های اولیه پس از انقلاب
بیست و دوم بهمن ماه ١٣٥٧ خورشیدی با اقدام واپس گرایانه تحمیل اجباری
حجاب از سوی حکومت اسلامی ایران از آنان سلب شد.


با این همه، زنان ایران از تلاش خود برای آزادی و بازگشت احترام خویش در
جامعه از پای ننشسته اند.

پریچهر فرزام
=====================
چهارشنبه 14 دی / 2570 شاهنشاهی

۱۳۹۰ دی ۵, دوشنبه

خلیج فارس در اطلس های جهان

خلیج فارس در اطلس های جهان








********
خلیج فارس در موئسسه جهانی ریپلوگل

خلیج فارس در اطلس ترکیه
PERSIAN GULF ON THE ATLASES OF TURKEY

خلیج فارس در اطلس هند
PERSIAN GULF ON THE ATLASES OF INDIA

خلیج فارس در موئسسه جغرافیایی نشنال جئوگرافی
PERSIAN GULF IN NATIONAL GEOGRAPHIC

خلیج فارس در دایره المعارف بریتانیکا

 دوشنبه مه شید 5 / دی / 2570 شاهنشاهی

۱۳۹۰ آذر ۲۹, سه‌شنبه

یلدا بلندترین شب سال ایرانیان دیروز و امروز و فردا

یلدا بلندترین شب سال ایرانیان دیروز و امروز و فردا:

یلدایتان خجسته باد

چکامه ی شب چله از استاد امید عطائی فرد:

تصنیف و آهنگ: امید عطایی فرد

شب زاد میتراست، آهرمن ، میراست
روشنی آمد، جشن ما یلداست (2 بار)
ماه دی، ماه می، آمده شادان باش
نای نی، تاج کی، سر زده تابان باش
پاورچین، از پرچین، شب چله میرسد
با دستچین، خبرچین، یلدای ما میرسد
بنشین بر خوان خورشید، از خم خانه ی جمشید
پیمانه ای لبریز کن، ز رنج و غم پرهیز کن
بگشا شهنامه را تو ، دل ز شهان، آرا تو
چون یاد آری ز ایران، گردی چو کوه، خارا تو (2 بار)
این چه رهیست؟ این چه شبیست؟ این چه مهیست؟
آن چه دریست؟ آن چه پریست؟ آن چه کسیست؟
شب زاد میتراست، آهرمن ، میراست
روشنی آمد، جشن ما یلداست (2 بار)


یلدا بلندترین شب سال ایرانیان دیروز و امروز و فردا

یلدایتان خجسته باد

در پناه مهراهورا مزدا
روی گل شما به سرخی انار
شب شما به شیرینی هندوانه
خنده تون مثل پسته
و عمرتون به بلندی یلدا
خرد نگهدارتارتان


یلدا بلندترین شب سال:
جشن شب یلدا جشنی ست که از 7000 سال پیش تا کنون در ميان ایرانيان برگزار میشود. 7000 سال پیش نیاکان ما به دانش گاهشماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است.
در این جستار از سخنرانی دکتر جنیدی و دکتر کزاری برداشت هایی شده:

جشن شب یلدا:
همانند جشنهایی همچون نوروز و مهرگان، پس از تازش اسکندر، تازیان، و مغولها پابرجا مانده است و در تک تک خانه های ایرانیان راستین با گردآمدن خانواده ها به دور هم برگزار میشود.

فردوسی بزرگ در شاهنامه میگوید:
نباشد بهار و زمستان پدید **** نیارند هنگام رامش نوید
از این بیت میتوان پی برد که در سرزمینهايی بجز ایران آغاز فصل ها را نمیدانستند اما ایرانیان در آن زمان به این دانش دست پیدا کرده بودند.

در زمان تاختن تازیان به ایران گاهشماری ایرانیان که بر پایه ی خورشید بود، به گاهشماری بر پایه ی ماه دیگرگون شد، اما پس از چندی خیام بروی کار آمد و این گاشماری خورشیدی را دوباره بنیان نهاد تا باز جشنهای ما زنده باشند و ما آنها را برگزار کنیم.

تاریخچه و تعریفی بیشتر بر یلدا:
شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب
سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان غروب آفتاب از ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب در ۱ دی اطلاق می‌شود، که برابر با ۲۱ دسامبر یا ۲۲ دسامبر است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می‌دارند و این شب را جشن می‎گیرند.
این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.
ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

پیشینهٔ جشن:
یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد ایزد مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند.آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را «میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد.

ریشه واژه یلدا:
واژه «یلدا» واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجه‌های متداول زبان «آرامی» است) به معنای تولد. زبان «آرامی» یکی از زبان‌های رایج در منطقه خاورمیانه بوده است.
(برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می‌شده، وارد زبان پارسی شده است).
تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام امروزه محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم.


جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران:
در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست، شاید تنها افسانه باشد). 

جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. 
متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرتر‌ها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اکثراً کثیر الدانه هستند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه‌ای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.

سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. 
همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. 

در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.

در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.

در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.

در گیلان هندوانه را حتما فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل)

مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.


بن مایه:
ویکی پدیا

روز و شبتان یلدا باد
-------------------------------------------------------------
چهارشنبه تیر شید 30 آذر / 2570 شاهنشاهی

۱۳۹۰ آذر ۲۵, جمعه

تخریب , تخریب نقش برجسته بهرام دوم _ تخریب سنگ نگاره 6 هزار ساله زایش انسان در تیمره - گنبد سازی در تاق بستان

با دورود به دوستان گرامی

شوربختانه اين هفته با رويدادهای بسيار نا ميمونی در زمينه تخريب آثار تاريخی
آغاز شده است و اندوه دوستداران و فعالان ميراث فرهنگی کشور را به دنبال داشته
است که در زير پيوست شده است

با احترام
امين طباطبايی

خصومت‌های شخصي با سازمان ميراث‌فرهنگي، علت تخريب نقش برجسته بهرام دوم


http://www.chn.ir/news/?section=2&id=53414


نقش برجسته ساسانی تنگه چوگان را جمعه شب با پتک خرد کردند
http://sharghnewspaper.ir/News/90/09/20/19014.html


نقش برجسته تنگ چوگان تخریب شد/ گرز بهرام شکست
http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1480125


تهدید کرده بودند که آثار بیشاپور را تخریب می‌کنند
http://www.ghanoononline.ir/NSite/FullStory/News/?Serv=4&Id=9681


تخريب سنگ نگاره 6 هزار ساله زايش انسان در تيمره
http://www.chn.ir/news/?section=2&id=53357


بیانیه ی کرمانشاهی ها در محکومیت پروژه ی گنبد سازی در تاق بستان (وسان):

مردم کرمانشاه با سکوت مرگبار مسئولین بی تفاوت شهر و استانمان در برابر
پروژه ی گنبد سازی امام زاده ابراهیم درمحل تاق وسان، یکی از ارزشمندترین آثار
تاریخی ایران و جهان و جلوگیری از ثبت این اثر تاریخی در میراث جهانی یونسکو،
ضمن محکومیت این اقدام نسنجیده، از همه ی ملت با غیرت کرمانشاه ، کرمانشاه
دوستان وبقیه ی فرهنگ دوستان، میخواهیم که با محکومیت تاریخی و یک حرکت جمعی،
این بی توجهی و بی تدبیری را با هر وسیله ممکن بگوش همگان برسانیم و اجرای این
پروژه ضد فرهنگی را به چالش بکشیم.
به همین منظور، صفحه ی کرمانشاهی ها تا اطلاع ثانوی، فعالیتهای عادی خود را
متوقف کرده و فقط بر روی این مطلب مهم تمرکز و بحث میکنیم تا این گفتار در
معرض دید همگان باشد. از همه اعضاء صفحه خواهشمندیم که محور اصلی کامنتهای خود
را موضوع جلوگیری از نابودی این اثر تاریخی قرار بدهند. لطفا از سیاسی کردن
مطلب و توهین به عقاید دیگران بپرهیزید. همگی به عنوان اعتراض، این تصویر را
به جای عکس پروفایل شخصی خود میگذاریم. خواهشمندیم که با به اشتراک گذاشتن این
پست، این موضوع را به اطلاع همه برسانید.

 *************************
آدینه 25 آذر / 2570 شاهنشاهی