بادرود بر ایرانیان بزرگ و هنرمند همیشه گرفتارمان در هرکجای ایران و این جهان، درود بر تهرانیان ، درود بر اقوام مختلف آذربائیجان ، درود بر اقوام مختلف کرد ، درود بر اقوام مختلف بختیاری ، تمام خوزستانی ها، لرها ، لک ها ، شاه سونی ها ، سیستانی هاو بلوج ها، ترکمن ها ، قشقائی ها ، گیلک ها ، مازنی ها ، خراسانی ها ، یزدی ها ، اصفهانی ها ، فارس های استان فارس ، کرمانی ها، بوشهری ها، تمامی روستائیان ایران و تمامی اقوام مختلف و شاخه های گوناگون اقوام ایرانی ، درود بر تمامی هم میهنان گرامی و عزیز تر از جانمان ، درود
نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران
‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ فروردین ۱۹, پنجشنبه

شیرزنان افتخار آفرین تاریخ ایرانزمین (قسمت آخر)



شير زنان افتخار آفرین تاریخ ایران زمین
( قسمت آخر )




 
با درود  خدمت شما سروران .
اين ها همه كوروش هايي ديگر هستند از ايران زمين اين خاك پاكي و رستگاري

اين رايانامه ( ايميل ) اخر از شيرزنان است كه براي شما ارسال ميشه اما يادمان باشد كه " از شيرزن ايراني هر چه گوي كم گوي كه سزوار ستايش است ".  اين  رايانامه قطره اي كوچك از درياي دلير مردي اين شيرزنان بود و هست اميد واريم تمامي شيرزنان ايراني كه نامشان را نتوانستيم در اينجا بياوريم ما را بخشيده و به ما تواني آريايي بدهند تا به هدف والاي گروه ايران ويج كه " شناساندن بيشتر ايران و آريايي به ايراني امروز " برسيم .

اگه ما يادي از كوروش ميكنيم بايد بگيم كه اين بزرگ مرد ايران و ايراني اولين كسي بود كه به دنيا قانون بشر رو هديه كرد تنها مردي بود كه عدالت را از ايران به جهانيان هديه كرد و تنها مردي بود كه هيچ كشوري را براي غارت و خون ريزي فتح نميكرد اين كاري بود كه چنگيز كرد ، اسكندر كرد وهمچنین اعراب برای مسلمان کردن ما و ... اما كوروش به ما تبعيض نشدن رو ياد داد و به راستي اين مرد شايسته ستايش است و اين حال و روز امروز مقبره كوروش شايسته اين بزرگ مرد نيست .

گروه ايران ويج محليست براي معرفي بزرگ مردان تاريخ ايران همچون ستار خان و باقر خان ، ميرزا كوچك خان  و هر كسي كه به ايران و ايراني خدمت كرده ما ستايشش ميكنيم و احترام قائليم از ترك و كرد و لر و گيلك و مازني و هر شهر و استاني كه باشد.

( بچه هاي تاجيكي و افغاني كه ايميل زدند و گلايه كردند يادشون نره كه اين عزيزان شايد 300 ساله از ايران جدا شدند و ما انها رو هم ايران ميدونيم ) اما اشتباه نشه ما نژاد پرست نيستيم و نمي گيم كه فقط ايران و آريايي نه خير ! ما ميگيم اگه هر كسي به انسانيت و بشريت خدمت كرد وظيفه ما هست ازش ياد كنيم  كه باز هر چقدر انجام بديم كم هست و خواهد بود. 


 حرف آخر:
راه در جهان يكي است و آن راه راستي است


آرياتــس

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

 
يكي از سرداران مبارز و دلير هخامنشيان در سالهاي پيش از ميلاد. مورخــين يوناني در چندين جا نامي از وي به ميان
اورده اند.


پريــــن
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌
 

بانوي دانشمند ايراني.
او دختر کي قباد بود كه در سال 924 قبل از مــيلاد هزاران برگ از نسخه هاي اوستا را به زبان پهلوي براي ايندگان از گوشه و كنار ممالك اريايي گرداوري نمود و يكبار كامل ان را نوشت و نامش در تاريخ ايران زمين براي هميشه ثبت گرديده است.



آرتادخـــت
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

وزير خزانه داري و امور مالي دولت ايران در زمان شاهنشاهي اردوان چهارم اشكاني.
به گفته كتاب اشكانيان اثر دياكونوف روســــي خاور شناس بزرگ او ماليات ها را سامان بخشيد و در اداره امور مالي كوچكتـــــرين خطايي مرتكب نشد و اقتصاد امپراتوري پارتيان را رونق بخشيد.
چنانچه برآمده است٬ از کارهاي بزرگ او در گردآوري دارايي کشور٬ يکي جلوگيري از هزينه هاي بيهوده به ويژه درباريان و ديگري گرفتن باج و خراج از درآمد توانگران بوده است.



فــرخ رو


نام او به عنوان نخستين بانوي وزير در تاريـــــخ ايران ثبت شده است.
وي از طبقه عام كشوري به مقام وزيري امپراتوري ايران رسيد.




فرانّـــک
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

همسر آبتين و مادر فريدون که در رهاندن و زنده ماندن فريدون از دست دژخيمان ضحاک رنجها برد و در به قدرت رسيدنش نقش اساسي داشت.

 


پــوراندخت و آزرميــدخت
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌


پوراندخت شاهنشاه ايران در زمان ساساني بود و زني بود كه بر بيش از 10 كشور آسيايي پادشاهي ميكرد. او پس از اردشير شيرويه به عنوان بيست و پنجمين پادشاه ساساني بر اريكه شاهنشاهي ايران نشست و فرامانروايي نمود.
پوران خسرو منظور پوراندخت دختر خسرو پرويز است که زني با کفايت و خردمند بود ولي متأسفانه به علت وضع آشفته و نابسامان آن دوران و جنگهاي طولاني ايران و روم در زمان خسرو پرويز و نفوذ دين مزدک و نارضايي مردم از وضع موجود و در يکي از دشوارترين شرايط تاريخي ايران حکومت کشور را چند ماهي در اختيار داشت و پس از مرگ او حکومت به آزرمی دخت رسيد.

 

ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌


ملکه آزرمي دخت، آزرم، آزرمي، (۶۳۰م يا ۶۳۱م) (به معني دختر پير نشدني) شاهنشاه زن ايراني و سي و دومين شاهنشاه ساساني، دختر خسروپرويز پسر هرمز پسر انوشيروان ملقب به عادله كه پس از خواهر خويش پوراندخت لشكريان او را در تيسفون بپادشاهي برداشتند.  فرمانرواى خراسان، سپهبد فرخ‌هرمز که يکى از مدعيان جدى سلطنت بود، ملکه را به همسرى خواست. در حالي که آزرمى‌دخت علناً وعده‌ى ازدواج به او داد، در نهان تدارک قتلش را ديد (بنا به فرهنگ معين چون "آزرميدخت نمي‌توانست علنا مخالفت کند"). رستم، پسر فرخ‌هرمزد، به خون‌خواهى پدرش لشکر به پايتخت کشيد و پس از سرنگوني آزرمى‌دخت، ملکهٔ ساساني را نابينا کرد. آزرمي دخت چهار ماه پادشاهي کرد. از کيفيت وفات اين ملکه اطلاعي در دست نيست.

 


پاره اي از اشعار حکيم فردوسي در باره ي پوران دخت و آزرمی دخت:
يکي دختري بود پوران بنام     چو زن شاه شد کارها گشت خام
بزرگان برو گوهر افشاندند       بران تخت شاهيش بنشاندند
چنين گفت پس دخت پوران که من     نخواهم پراگندن انجمن
کسي راکه درويش باشد ز گنج     توانگر کنم تانماند به رنج
مبادا ز گيتي کسي مستمند     که از درد او بر من آيد گزند
ز کشور کنم دور بدخواه را     بر آيين شاهان کنم گاه را


يکي دخت ديگر بد آزرم نام     ز تاج بزرگان رسيده به کام
بيامد به تخت کيان برنشست     گرفت اين جهان جهان رابه دست
نخستين چنين گفت کاي بخردان     جهان گشته و کار کرده ردان
همه کار بر داد و آيين کنيم       کزين پس همه خشت بالين کنيم
ر آنکس که باشد مرا دوستدار     چنانم مر او را چو پروردگار
کس کو ز پيمان من بگذرد      بپيچيد ز آيين و راه خرد





منيــــژه
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌


دختر افراسياب که بيژن سردار معروف ايراني دلباخته او گرديد و به بند اسارت افراسياب افتاد و به دستور افراسياب او را به چاهي که به همين نام معروف است انداختند تا سرانجام رستم که خود را به صورت بازرگاني درآورده بود توانست او را نجات بخشد.



کتايـــون
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌



دختر قيصر روم همسر گشتاسب شاه و مادر اسفنديار و يکي از اولين کساني که کيش زرتشت را پذيرفت. موقعي که اسفنديار به دستور گشتاسب مي خواست به جنگ رستم برود کتايون به سختي با رفتن او مخالف بود و او بخردانه پند داد ولي اسفنديار نپذيرفت و در جنگ با رستم کور و سپس کشته شد و کتايون با غم و دردي جانکاه به سوگ فرزند نشست.



همـــــــــا
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

دختر اسفنديار و خواهر بهمن و ملکه نامداري از سلسله کيانيان.



نگان - نگان زن
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌


که در لغت به معني کامروا و پيروزمند است. وي از سرداران ساساني بود که با تازيان دلاورانه جنگيد. دلاوريهاي شکوهمندانه او در جنگهاي چريکي با سپاه تازيان زبانزد ايرانيان بود و تازيان بهنگام حمله هاي او از مقابلش پا بفرار ميگزاردند.



آپارنيک
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

همسر رستم فرخزاد که همچون يک شير زن، به همراه او تا آخرين قطرهُ خون با تازيان متجاوز دليرانه جنگيد.



سورا
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

در لغت به معني گلگون رخ٬ که دختر اردوان پنجم بود و سمت سپهبدي داشت و دست راست پدر بود و در جنگها دلاورانه همراه پدر مي جنگيد.



کُرديـــه
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌

خواهر خردمند بهرام چوبين (در دوره ساسانيان)
بهرام چوبين كه يكي از اهالي شهر خفر جهرم و از كردان بوده و خواهر بهرام به نام " كرديه" همسر اردشير بابكان بوده است.

کُرديـــه پس از برادرش٬ فرماندهي را به دست ميگيرد و در ميدانهاي نبرد٬ ‌آنچنان بيباکي و شايستگي از خود نشان ميدهد که همگان را به ستايش واميدارد. او در رده سپهسالاري سپاه برادرش در جنگ تن به تن با آ«تورآ» فرمانده نيروي خاقان چين٬ او را شکست ميدهد و سپاهش را تار و مار ميکند.

در اينجا ياد نوشتاري از استاد سعيد نفيسي به شرح زير افتادم:
"از زمان هخامنشيان در ميان طوايف چادرنشين فارس ما به نام كرد برخورد مي كنيم."


تاريخچه كردان در دوره هخامنشيان:
در اين كه كردها از ن‍‍ژاد اريايي هستند، حالا چه كردان پارس و چه كردان خراسان و كردان كردستان هيچ گونه ترديدي نمي باشد. كردها به همراه ساير آريايي ها يك مرتبه در چهارهزار سال پيش و مرتبه ديگر در ۳۴۰۰ تا ۳۷۰۰ سال پيش به فارس امده اند و شكي نيست كه در شمال فارس يعني دشتهاي مرودشت و دشت مرغاب كه مناطق پرآبي بوده اند مستقر مي شوند و اثاري چون پاسارگاد و تخت جمشيد و شهر استخر و غيره از آريايي ها در همين دشتها ساخته مي شود.




سوسن
ErrooorTM.CoM| گروه اینترنتی ايران ويج ( ارور سابق )‌


ملکه سوسن همسر يزدگرد سوم بود که بنا بدرخواست او يزدگرد شهر آ«جيآ» را که بعده ها به نام يهوديه شهرت گرفت، بنا کرد و در آن مکان دين يهود (يهوديان) را سکنا داد. محله يهودي نشين همدان را هم همين ملکه بنا نمود. در لنجان نزديکي اصفهان، يک مرکز ديگري مودجود مي باشد که از آثار همين ملکه مي باشد که با نام جديدي بنام پيربکران نامگزاري شده است.

يربکران شهر کوچکي در مرکز ايران (سي کلومتري غرب اصفهان) است. مقدس‌ترين عبادت‌گاه يهوديان در اين شهر است. پرفسور هرتسل باستان شناس سرشناس آلماني در يادداشت‌هاي خود در کتابي به نام تاريخ باستان شناسي ايران مي‌گويد "در منطقه‌ي فلاورجان اصفهان اثر ديگري از ملکه سوسن همسر يزدگرد سوم يافتم که به اسم پيربکران خوانده مي‌شود. "سارا (سَرَح) بت آشر" (يعني سارا دختر آشر) نوه‌ي حضرت يعقوب است. کسي که براي نخستين بار خبر زنده بودن حضرت يوسف را به يعقوب مي‌دهد، و يعقوب نيز به پاس اين خبر خوش او را به داشتن عمر جاودان دعا مي‌کند. سارا در محلي که اکنون به سارا خاتون معروف است، غيب مي‌شود و عمر جاودانه پيدا مي‌کند



چند تن دیگر از سرداران و جنگاوران زن در ایران باستان
نام تنی چند از سرداران و جنگاوران زن که از زمان مادها هخامنشیان٬ ‌اشکانیان و ساسانیان به جا مانده اند ولی شوربختانه از کارهایشان هنوز آگاهی چندانی در دست نیست٬ چنینند:


ورزا
در لغت به معنی نیرومند و توانا٬ سرداری از هخامنشیان.

هومی یاستِر
که از سرداران و بزرگان سپاه هخامنشی بود.

وهومسه
در لغت به معنی والاتبار و نیکزاده بزرگ٬ ‌از سرداران هخامنشی.

هومی یاستِر
در لغت به معنی دوست و هم پیمان و پشتیبان٬ از سرداران هخامنشی.

پریساتیس
در چم فرشته و زیبا٬ همسر داریوش دوم که پا به پای همسر و دختر به جنگها میرفت و پیکار میکرد.

آمسترس
در لغت به معنی هم اندیش و پشتیبان و یار٬ دختر داریوش دوم که پا به پای پدر در نبردها میجنگید.

سی سی کام
در لغت به معنی کامروا٬ ‌مادر داریوش سوم که هیچگاه در برابر اسکندر تسلیم نشد و همچنان جنگ را دنبال نمود.

استاتیرا
دختر داریوش سوم و از سرداران هخامنشی نیز بود.

آرتونیس
در زمان داریوش كبیر فرمانده ای شجاع بود نام شوهرش آرتاباز بود كه یكی از سپهبدان داریوش شاه بود.

داناک
در لغت به معنی باهوش و خردمند و فرزانه٬ از سرداران هخامنشی.

مهرمس
در لغت به معنی مهر بزرگ٬ ‌خورشید درخشان٬ از سرداران هخامنشی.

آذرنوش
در لغت به معنی پرفروغ آتشین٬ از شاهدختهای هخامنشی و هم سردار سپاه.

آسپاسیا
همسر کورش دوم که از سرداران او نیز بود.

آرتونیس
در لغت به معنی راست و درست٬ دختر آ«ارته بازآ» که او خود نیز سردار بزرگ داریوش بزرگ بود.

آپاما
در لغت به معنی گیرا٬‌ خوش آب و رنگ و زیبا میباشد، دختر آ«سپیتمنآ» که خودش از سرداران زمان هخامنشیان بود.


میترادخت
در لغت به معنی دختر مهر٬‌ دختر خورشید٬ ‌از سرداران اشکانی.


نوشین
سردارنامی ساسانی در زمان انوشیراوان دادگر



** با تشکر ازدوست وبلاگ نویسمان شاهین گرامی از وبلاگ ایران زمین به آدرس: 
http://www.zoroastrian-1.blogspot.com/  که زحمت کشیدند و بانوان زیر را هم به من معرفی کردند.
 آمیتیس:
آمیتیس نام 2 نفر در تاریخ هست.یکی دخت هوخشتره و دومی هم زن سرداری در زمان داریوش بزرگ
آمیتیس در زبان پارسی باستان به معنی گل سرخ است.
1-آمیتیس، دختر هووخشتره شاه ماد بود. هووخشتره برای استوارسازی اتحاد خود با نَبوپَلَّسَر شاه بابـل دختر خود آمیتیس را به همسری پسر نبوپلسر یعنی بخت‌النصر دوم در آورد. آمیتیس از زندگی در جلگه میان‌رودان دلگیر شد و برای کوه‌های بلند میهنش دلتنگی بسیار کرد. از این رو بُخت‌النصر دوم به عنوان هدیه برای همسرش دستور ساختن باغ‌های معلق بابل را داد تا بلندای دیوارهای آن برای آمیتیس حکم کوهساران را داشته باشد
2-اما آمیتیس دوم که داستانش به این قرار است که او همسر سرداری از سرداران هخامنشی در زمان داریوش بزرگ بوده که هنگامی که داریوش بزرگ این سردار را به میدان جنگ میفرستد این بانو و آن سردار تازه ازدواج کرده بودند . آمیتیس که تاب تحمل دوری همسر را نداشت پنهانی با او به میدان جنگ میرود و لباس زرم همسرش را میپوشد و دلیرانه میجنگد.هنگامی که داریوش بزرگ از بلندی ای نظاره گر میدان جنگ بوده رشادت او را میبیند او را فرا میخواند و از وی میخواهد کلاهخود خود را بردارد و خود را معرفی کند.پس اینکه پی به زن بودن وی میبرد از او میخواهد که توضیح دهد وگرنه محاکمه میشود.آمیتیس هم از عشق بی اندازه ی خود به همسرش و اینکه میخواسته در کنار همسرش باشد و... برای داریوش میگوید.داریوش بزرگ هم تحت تاثیر قرار میگیرد و از او و همسرش تقدیر کرده و پاداش بزرگی به آن دو میدهد
البته این داستان دوم خیلی قابل استناد نیست 


پوروچیستا:
پوروچیستا نام کوچک‌ترین دختر از سه دختر زرتشت، بود
نام و نام خانوادگی پوروچیستا بطور کامل پوروچیستا اسپنتمان هیچداسپان بود
پوروچیستا که در ایران باستان نام دختر بوده در دین یشت به معنای دانش والا آمده است
به عبارت دیگر واژه پوروچیستا به معنی پُربینش است
پوروچیستا از نخستین ایمان آورندگان به اهورا مزدا بوده است
در گات ها از هفت نفر به عنوان نخستین ایمان آورندگان یاد می شود که پوروچیستا نیز یکی از آنهاست
( این هفت نفر عبارتند از میدیوماه (پسر عموی اشو زردشت)، پوروچیستا (دختر کوچک اشو زردشت)، فرشوشتره (از خاندان ایرانی هوگو، پدر همسر اشو زردشت)، فریانا (از خاندان های تورانی) جاماسپ (از خاندان هوگو و همسر پوروچیشتا)، کی گشتاسپ و همسرش بانو هوتوسا (هر دو از خاندان های برجسته ایرانی) )
نحوه ازدواج پوروچیستا نیز بسیار جالب و نشان دهنده آزادی دختران ایران باستان در انتخاب همسرشان است
داستان پیوند دختر زرتشت، پوروچیستا در اوستا بخش یسنا، هات 53 (گات 53) آمده است که این داستان از دیدگاهای گوناگونی دارای ارزش فراوانی است. نحوه ازدواج پوروچیستا، بیانگر حقوق والای یک زن در نزر ایرانیان باستان است
در گات 53 نوشته شده است :
" ای پورچیستای اسپنتمان
ای جوانترین دختر زرتشت
اهورا مزدا آن کس را که به اندیشه نیک و به پاکی و راستی پایبند است به همسری تو می دهد ، پس با خرد خود همه پرسی کن و با پارسایی و دانش نیک رفتار کن "
این گفتار زرتشت یک حقیقت مسلم را آشکار می سازد و آن این است که دختر در آئین زرتشت درانتخاب همسر آزاد است و عقیده پدر بر او تحمیل نمی گردد
ایرانیان باستان (زرتشتیان) خرد مقدس و حق انتخاب را از نعمت های خدا به انسان می دانستند و بنابراین دختران خود را به صورت تحمیلی وادار به ازدواج نمی کردند
در قسمتی دیگر از گات 53 شاهد گواه گیری زرتشت از پوروچیستا و جاماسب (جاماسپ وزیر گشتاسب شاه بوده‌است. جاماسپ را از نخستین فیلسوفان ایرانی میدانند ) هستیم
این گواه گیری نمایان گر این است که ایرانیان برای ازدواج نزد موبدی می رفتند و او آنها را به همسری هم در می آورد
وسخن آخر این که پوروچیستا را می توان به عنوان نماد آزادی زن ایرانی در نظر گرفت . و داستان هایی که از وی نقل شده است نیز نمایانگر این است زنان نزد ایرانیان باستان دارای ارزش و احترام می بوده اند.



این مطلب به تاریخ آدینه ناهید شید 20 فروردین ماه 2569شاهنشاهی برابر با
20فروردین ماه 1389شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۹ فروردین ۵, پنجشنبه

آیا میدانستید؟



آیا میدانستید؟


ـ آیا میدانستید: اولین سیستم استخدام دولتی به صورت لشگری و کشوری به مدت ۴۰ سال خدمت و سپس بازنشستگی و گرفتن مستمری دائم را کورش کبیر در ایران پایه گذاری کرد.

ـ آیا میدانستید : کمبوجيه فرزند کورش بدلیل کشته شدن
۱۲ ایرانی در مصر و اینکه فرعون مصر به جای عذر خواهی از ایرانیان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با ۲۵۰ هزار سرباز ایرانی در روز ۴۲ از آغاز بهار ۵۲۵ قبل از میلاد به مصر حمله کرد و کل مصر را تصرف کرد و بدلیل آمدن قحطی در مصر مقداری بسیار زیادی غله وارد مصر کرد . اکنون در مصر یک نقاشی دیواری وجود دارد که کمبوجیه را در حال احترام به خدایان مصر نشان میدهد. او به هیچ وجه دین ایران را به آنان تحمیل نکرد و بی احترامی به آنان ننمود.

ـ آیا میدانستید : داریوش کبیر با شور و مشورت تمام بزرگان ایالتهای ایران که در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهی برگزیده شد و در بهار
۵۲۰ قبل از میلاد تاج شاهنشاهی ایران رابر سر نهاد و برای همین مناسبت ۲ نوع سکه طرح دار با نام داریک ( طلا ) و سیکل 

( نقره) را در اختیار مردم قرار داد که بعدها رایج ترین پولهای جهان شد.

ـ آیا میدانستید : داریوش کبیر طرح تعلیمات عمومی و سوادآموزی را اجباری و به صورت کاملا رایگان بنیان گذاشت که به موجب آن همه مردم می بایست خواندن و نوشتن بدانند.


آیا میدانستید: خط پهلوی در دوران اشکانیان پس از آنکه الفبای ایرانی یا همان پهلوی که برگرفته از نام خاندان اشکانی است نامیده شد و در اصل اقتباسی از الفبای هندی می باشد که نزدیکی به زبان پارتی و پارسی درباری (فارسی دری) داشته و در ابتدا 44 حرف و یا به عبارتی 42 حرف داشته که به گفته فردوسی می توانستند با این الفبا آواز بلبل را هم بنویسند.

ـ آیا میدانستید : داریوش در پایئز و زمستان
۵۱۸ - ۵۱۹ قبل از میلاد نقشه ساخت پرسپولیس را طراحی کرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با کمک چندین تن از معماران مصری بروی کاغد آورد

ـ آیا میدانستید : داریوش بعد از تصرف بابل
۲۵ هزار یهودی برده را که در آن شهر بر زیر یوق بردگی شاه بابل بودند آزاد کرد

ـ آیا میدانستید : داریوش در سال دهم پادشاهی خود شاهراه بزرگ کورش را به اتمام رساند و جاده سراسری آسیا را احداث کرد که از خراسان به مغرب چین میرفت که بعدها جاده ابریشم نام گرفت

ـ آیا میدانستید : اولین بار پرسپولیس به دستور داریوش کبیر به صورت ماکت ساخته شد تا از بزرگترین کاخ آسیا شبیه سازی شده باشد که فقط ماکت کاخ پرسپولیس
۳ سال طول کشید و کل ساخت کاخ ۸۰ سال به طول انجامید

ـ آیا میدانستید : داریوش برای ساخت کاخ پرسپولیس که نمایشگاه هنر آسیا بوده
۲۵ هزار کارگر به صورت ۱۰ ساعت در تابستان و ۸ ساعت در زمستان به کار گماشته بود و به هر استادکار هر ۵ روز یکبار یک سکه طلا ( داریک ) می داده و به هر خانواده از کارگران به غیر از مزد آنها روزانه ۲۵۰ گرم گوشت همراه با روغن - کره - عسل و پنیر میداده است و هر ۱۰ روز یکبار استراحت داشتند

ـ آیا میدانستید : داریوش در هر سال برای ساخت کاخ به کارگران بیش از نیم میلیون طلا مزد می داده است که به گفته مورخان گران ترین کاخ دنیا محسوب میشده . این در حالی است که در همان زمان در مصر کارگران به بیگاری مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد که با شلاق نیز همراه بوده است

ـ آیا میدانستید : تقویم کنونی ( ماه
۳۰ روز ) به دستور داریوش پایه گذاری شد و او هیاتی را برای اصلاح تقویم ایران به ریاست دانشمند بابلی "دنی تون" بسیج کرده بود . بر طبق تقویم جدید داریوش روز اول و پانزدهم ماه تعطیل بوده و در طول سال دارای ۵ عید مذهبی و ۳۱ روز تعطیلی رسمی که یکی از آنها نوروز و دیگری سوگ سیاوش بوده است

ـ آیا میدانستید : داریوش پادگان و نظام وظیفه را در ایران پایه گزاری کرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزیر باید به خدمت بروند و تعلیمات نظامی ببینند تا بتوانند از سرزمین پارس دفاع کنند

ـ آیا میدانستید : داریوش برای اولین بار در ایران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاک -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنیان نهاد

ـ آیا میدانستید : اولین راه شوسه و زیر سازی شده در جهان توسط داریوش ساخته شد

ـ آیا میدانستید : داریوش برای جلوگیری از قحطی آب در هندوستان که جزوی از امپراطوری ایران بوده سدی عظیم بروی رود سند بنا نهاد

ـ آیا میدانستید : فیثاغورث که بدلایل مذهبی از کشور خود گریخته بود و به ایران پناه آورده بود توسط داریوش کبیر دارای یک زندگی خوب همراه با مستمری دائم شد

ـ آیا میدانستید : در طول سلطنت داریوش کبیر
۲۴۲ حکمران بر علیه او شورش کرده بودند و او پادشاهی بوده که با ۲۴۲ مورد شورش مقابله کرد و همه را بر جای خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ایران بسط داد . او در سال آخر پادشاهی به اندازه ۱۰ میلیون لیره انگلستان ذخیره مالی در خزانه دولتی بر جای گذاشت

ـ آیا میدانستید : داریوش در سال
۵۲۱ قبل از میلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پایین اجتماع خشنود نیستم.

این مطلب ادامه دارد...


این مطلب  به تاریخ آدینه ناهید شید 6  فروردین ماه 2569شاهنشاهی برابر با
6فروردین ماه 1389شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۸ بهمن ۱۹, دوشنبه

زن در اوستا:


در ایران باستان مقام زن در جامعه بسیار بالا بود و زن در بسیاری از شئون زندگی با مرد همکاری می کرد.

بنا بر نوشته کتاب نیرنگستان پهلوی زنان می توانستند در سرودن یسنا و برگزاری مراسم دینی با مردان شرکت کنند یا خود به تنهایی به انجام اینگونه کارها بپردازند. زنان حتی می توانستند در اوقات معینی به پاسداری آتش مقدس پرداخته و طبق کتاب مادگان هزار دادستان به شغل وکالت و قضاوت مشغول گردند.
در فروردین یشت و دیگر یشت ها و هم چنین شاهنامه و دیگر حماسه های باستانی این سرزمین اسامی بسیاری از این زنان نامدار و پهلوان و میهن پرست را که به واسطه کارهای مفید و نیکشان در فهرست زنده روانان جاوید در آمده اند نام برده شده و بر روان فرهمند آنان درود فرستاده می شود.
زن در ایران باستان حتی به مقام شاهی نیز می رسیده است. در اوستا هرجا از روان مردان پاک و پرهیزکار سخنی در میان است بلافاصله روان چنین زنانی را نیز به یاد آورده وبه روانشان درود می فرستد.
در یسنای 42 بند 10 می فرماید:
"ای اهورامزدا از میان مردان و زنان آن که به بهترین وجه سپاس تورا به جا می آورد تو خود به درستی آن را خواهی دانست به چنین مردان و زنان بی ریا بخشش نیک منشی عطا فرما"
در یسنای 35 بند 6 آمده:
"آنچه را مرد یا زنی درست و خوب و شایسته دانست باید از روی روشن بینی به جای آورد و به دیگران نیز بیاموزد تا همه آن را بدرستی انجام دهند"
و در یسنای 30 بند 2 آمده:
"ای مردم گفتار نیک دیگران را بشنوید و با اندیشه روشن در آن بنگرید و میان نیک و بد را خود تمییز دهید و پیش از اینکه فرصت از دست رود هر مرد و زن باید خود، راه خویش را برگزیند. بشود که به یاری خرد اهورایی در گزینش راه نیک کامروا گردید"
در اوستا تعلیم برای مردان و زنان واجب است :
دختران باید بیش از پسران به فراگرفتن علم و دانش بپردازند زیرا آنان تا در منزل پدرند باید به ترتیب و آرایش خانه پدر پرداخته و چون به منزل همسر شدند باید به تعلیم و تربیت فرزندان و نسل آینده مشغول شوند.

در کتاب بندهش در مورد کمال و رسایی خلقت زن از روز نخست چنین می گوید":

آن گاه اهورامزدا روان را که پیش از پیکر آفریده بود به کالبد مشیه و مشیانی بدمید و آنان جان گرفتند.

پس بدانها گفت: شما پدر و مادر مردمان آریایید. من شمارا پاک و رسا آفریدم با پارسایی به زندگی بپردازید.

نیک اندیش و نیک گفتار و نیک کردار باشید". آنگاه نخستین چیزی که آن دو اندیشیدند این بود:"

هریک از ما باید خشنودی و دوستی دیگری را فراهم آوریم"پس آنگاه خرامیدن آغاز کردند.
اشو زرتشت در انتخاب همسر آینده دختر خود سرمشق خوبی برای ما در گاتها به یادگار گذارده

چنانچه در یسنای 53 بند 3 می فرماید:
"و تو ای پوروچیست ای جوان ترین دخترم، من که پدر تو هستم از برایت جاماسپ را که یاور دین مزداست از روی راستی و منش پاک به همسری برگزیدم.

اینک برو با خردت مشورت کن و در صورت قبول با عشق پاک در انجام وظیفه مقدس زناشویی رفتار نما"

آنگاه بدنبال همین بخش اشو زرتشت خطاب به نو عروسان و دامادان می فرماید:
"اینک من روی سخنم با شماست:

به اندرزم گوش دهید و گفتارم را خوب به خاطر بسپارید و با غیرت در پی زندگانی پاک منشی بر آیید.

هریک از شما باید در کردار نیک و مهرورزی بر دیگری پیشدستی جوید تا این زندگانی مقدس زناشویی را با خوشی و خرمی بگذراند"

زن در زبان اوستایی و سانسکریت به لقب(ریته سیه بانو) یا (اشه بانو) خوانده می شده که به معنی دارنده فروغ راستی و پارسایی است. امروزه واژه اولی در زبان فارسی حذف شده و فقط بانورا که به معنی فروغ و روشنایی است برای زنان به کار می بریم. باز کلمه مادر در زبان اوستایی و سانسکریت (ماتری)سات که معنی پرورش دهنده می باشد و خواهر را (سواسری)وجود مقدس و خیر خواه می نامند وزن شوهردار به صفت (نمانوپتنی) یا نگهبان خانه نامزد گردیده است.
باز در کتاب بندهش درباره زن آمده که:
"در روز نخست هورمزد به زن فرمود : ای زن تورا آفریده ام تا مردان پارسا و پهلوان به وجود آوری و در آغوش پر مهر خود پرورش دهی تا به یاری آنان ریشه نادرستی و ناپاکی از جهان بر افتد"
در دیگر زبانهای ملل از جمله دیگر آریان اروپایی و سامی نژادان و زرد پوستان خداوند را با ضمیر مذکر خوانده و اورا چون مردی می شمارند. در صورتی که طبق مندرجات اوستا اهورامزدا هم جنبه مادری دارد و هم جنبه پدری.

چنانکه از شش صفت برجسته پروردگار سه صفت اولی را که:

وهومن / خرد اردیبهشت / راستی و شهریور نیرومندی باشد که از صفت مشخصه مردان و در برابر سه صفت دیگر که سپندارمذ:عشق پاک، خرداد :رسایی و کمال و امرداد :جاودانگی باشد از صفات مشخصه زنان است و زنان در واقع با زاد و ولد نسل خود را امرداد یا جاودان می سازند.
در بندهش آمده:
"هورمزد نسبت به آفریدگان هم حق مادری دارد و هم پدری زیرا همانند پدر آفرینش را به شکل نطفه در عالم مینوی از خود بیافرید و چون مادر آنرا بپرورید و به گیتی آورده نگهداری می کند و رزق و روزی می دهد".

* این مطالب و احکام راجع به زن را مقایسه کنید با احکام اسلام و نظرات محمد که رسول خدا هست و علی بن ابیطالب مولای متقیان کدامش بهتر است ؟

بر گرفته شده از کتاب "جهان بینی زرتشتی" نوشته شده توسط موبد رستم شهرزادی است

گرد آورنده : پایگاه پژوهشی هخامنشیان www.hakhamaneshian.ir

وهومن


این مطلب به تاریخ کیوان شید شنبه 24 بهمن ماه2568 شاهنشاهی برابر با

24بهمن ماه1388 شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.


۱۳۸۸ دی ۱۲, شنبه

17 دی ماه روز بزرگداشت برداشتن و کشف حجاب توسط رضا شاه بزرگ


عکس اولین روزهای برداشتن و کشف حجاب توسط رضاشاه بزرگ در ایران



چشم و دل ر ا پـــرده می‌بایست، امـا از عفاف چــــــادر پـــــــوسیــــــده، بنیاد مسلمانی نبود
به اميد اين که زن ايرانی با برداشتن حجاب خود در خيابان ها و تظاهرات در روز 17 ديماه همين سال بزرگترين اعتراض بانوان در جهان را رقم بزند...
آنچه در زير می خوانيد از درون ايران می آيد..

لطفا در صفحه فیس بوک خودتان بگذارید؛ باید منتظری و موسوی را رها کرد بی بی سی . صدای امریکا می خواهند اینها را حقنه کنند باید ما به تاریخ و ارزش های ملی خودمان بپردازیم .
بانوان ایرانی به 17 دیماه 1314، روز آزادی بانوان ايرانی می بالند، و نیازی به 8 مارس روز جهانی زن ندارند.
تحریف کنندگان تاریخ بدانند، بنیانگذار ایران نوین بر اساس نوشته ها و خاطرات افراد، بسياری و به شهادت تاريخ، خیلی پیش از اینکه به ترکیه برود تصمیم به آزادی زنان ایران داشت یعنی از سال 1307. ولی شوربختانه عده ای ناجوانمرد نگذاشتند آنچه ما خود داریم قدرش را بدانیم ، اگر قدر دانسته و انصاف داشتيم امروز به این درد مبتلا نشده بوديم.
آنها حتی شاعر زن ایرانی پروین اعتصامی را سانسور کردند و دم از وای آزادی و وای دمکراسی و وای سانسور و وای اسلاما می زدنند و امروز همه چیز عیان شده است، آغاز شعر پروین با الهام از بیانات رضا شاه بزرگ می باشد،

رضا شاه بزرگ فرمود : مثل اینکه زنها یک افراد دیگری بودند و جزو جمعیت ایران به شمار نمی آمدند،

و پروین نوشته :

زن در ایران، پیـش از این گویی که ایرانی نبود

امروز دیگر زمان تحریف تاریخ نیست، آنچه پادشاهان پهلوی در مورد بانوان ايران انجام دادند، با سی سال سنگسار و اعدام پس گرفتنی نبوده و نيست. مصدق السلطنه در سال 1323 گفته بود برداشتن حجاب از سر یک عده پیر زن چه فایده ای داشته، اما او نمی دانست که جهان پیشرفت می کند و روزی مشخص می شود که در سال 1317 زمانی که دانشگاه تهران افتتاح شده چندین صد دانشجوی زن را در رشته های مختلف پذیرفت، از رشته پزشکی و دندان پزشکی تا رشته های دیگر . اگر زنان ایران آزاد نمی شدند هرگز خواب دانشگاه را نمی دیدند همانگونه که پروین نوشته :

در دبستان فضیـــلت، زن دبستـــــــانی نبود

و آنهایی که قصد دارند با تحريف تاريخ رضا شاه را تخطئه کرده و مدعی شوند بزور حجاب را برداشته و خواست زنان ایران نبوده، به این قسمت شعر پروین توجه کنند:

خسروا، دست تـــــوانای تــــو، آسان کـــــرد کار ورنـــــــه در این کـــار سخت امیــد آسانی نبود
شه ‌نمی‌شد گر‌در این گمگشتـــه کشتی‌ناخدای ســــــاحلی پیـــــدا از این دریــای طوفانی نبود

این است پاسخ خاینین به ایران به مردم ایران و زنان ایران، از مصدق السلطنه گرفته تا حزب توده و مجاهد خلق ، جبهه ملی
«شما خواهران و دختران من، حالا که وارد اجتماع شده­اید و قدم برای سعادت خود و وطن خود بیرون گذارده اید. بدانید وظیفه­ی شماست که باید در راه وطن خود کار کنید، شما تربیت کننده­ی نسل آتیه خواهید بود، انتظارمان از شما خانم های دانشمند این است که در زندگی قانع باشید و کار نمائید و از تجمل و اسراف بپرهیزید.»
این دیده پادشاهان پهلوی بود و جبهه خائنین از جبهه خیانت ملی تا حزب توده یعنی اتحاد نامقدس سرخ و سیاه زنان ایرانی را موجود درجه دو می پنداشتند، چرا همه را به گردن ملاها بیاندازیم اینان عادت کرده اند خودشان کارشان را می کنند و پشت سر کسان دیگر پنهان می شوند، امروز دیگر چرا باید به حرفشان توجه کرد ؟
به یاد داریم که می گفتند پادشاه ایران نگذاشتد کتاب این و یا آن آزاد باشد تا ما و مردم ایران آنرا بخوانیم، سی سال است که کتاب آقای منتظری آزاد است یعنی تا بحال کمونیست های بی پدر شده که در فراق او می گریند و دریافت کننده جایزه صلح نوبل شیرین عبادی که او را پدر خود می خواند و پاسداران و بازجویان قبلی از احکام اعدام و سنگسار در کتاب منتظری بی خبرند و او را پاس میدارند؟ این شیون آنها تحت پوشش حقوق بشر خوابی دیگر است که اربابان جزيره نشين از جمله حرامزاده بادام فروش مشهور جیمی کارتر سی سال پیش برای مردم ایران دیده بود.
چند نکته از آقای منتظری می گذارم تا سی سال دیگر شیرین عبادی، محسن سازگارا، اکبر گنجی، کدیور نگویند که آزادی نبود و ما نمی دانستیم و علی رصا نوری زاده نگوید که جوان بودم گولمان زدند.

« مساله 3169- مرد زناكار محصن را براي سنگسار شدن تا كمر، و زن را تا نزديكي سينه در گودالي دفن مينمايند.

سوال و جواب در وبسایت منتظری:

سوال: می خواستم بدانم كه آيا حكم مرتد اعدام
است . اگر هست چرا؟ آيا حكم مرگ و اعدام در مورد مرتد متعلق به زمان خاصي نبوده است ؟

جواب منتظری: حكم مرتد يعني كسي كه با يقين به حقانيت اسلام ، از روي عناد
و لجاجت يا انگيزه هاي ديگر، آن را عملا انكار ميكند و درصدد مبارزه با آن برمي آيد اعدام است .

منبع وبسایت منتظری
:

تاریخ را آنگونه که بوده بخوانیم در روز 17 دی ماه 1314 چه گذشت و پروین اعتصامی چی سرود برای جنین روزی و برای ثبت آن در تاریخ »





رضا شاه پهلوی در 17 دی ماه 1314 کشف حجاب را رسما اعلام کرد و در مراسمی که در جشن پایان تحصیلی دختران در دانش سرای مقدماتی تهران بر گزار شد چنین سخن گفت:






«بی نهایت مسرورم که می بینم خانم ها در نتیجه دانایی و معرفت به وضعیت خود آشنا و به حقوق و مزایای خود پی برده­اند،
همانطور که خانم تربیــت اشاره نمودند، زنهای این کشـــــــور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند استعــــداد و لیـــاقت ذاتی خود را بــروز دهند بلکه باید بگویم که نمی توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادا نمایند و بلاخره خدمات و فداکاری خود را آنطور که شایسته است انجام دهند و حالا می رونـــد علاوه بر امتیـــاز برجستـــه مادری که دارا می باشند از مزایای دیگر اجتماع نیز بهره مند گردند.
مــــا نباید از نظر دور بــداریم که نصف جمعیت کشور ما به حساب نمی­آمد یعنی نصف قوای عامله ی مملکت بیکار بود. هیچوقت احصائیه از زنها برداشته نمی شد مثل اینکه زنها یک افراد دیگری بودند و جزو جمعیت ایران به شمار نمی آمدند، خیلی جای تاسف است که فقط یک مورد ممکن بود احصائیه زنها برداشته شود و آن موقعی بود که وضعیت ارزاق در مضیقه می افتاد و در آن موقع سرشماری می کردند و می خواستند تامین آذوقه نمایند.
من میل به تظاهر ندارم و نمی خواهم از اقداماتی که شده است اظهار خوشوقتی کنم و نمی خواهم فرقی بین امروز با روزهای دیگر بگذارم ولی شما خانمها باید این روز را یک روز بزرگ بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی کشور استفاده کنید.
من معتقدم که برای سعادت و ترقی این مملکت باید همه از صمیم قلب کار کنیم.
ولی هیچ نباید غفلت نمایند که مملکت محتاج به فعالیت و کار است و باید روز بروز بیشتر و بهتر برای سعادت و نیک بختی مردم قدم برداشته شود.
شما خواهران و دختران من، حالا که وارد اجتماع شده­اید و قدم برای سعادت خود و وطن خود بیرون گذارده اید. بدانید وظیفه­ی شماست که باید در راه وطن خود کار کنید، شما تربیت کننده­ی نسل آتیه خواهید بود، انتظارمان از شما خانم های دانشمند این است که در زندگی قانع باشید و کار نمائید و از تجمل و اسراف بپرهیزید.»

سعادت آتیه در دست شماست




بر اساس بخشی از سخنان رضا شاه، پروین اعتصامی شعر گنج عفت « زن در ایران » را سروده است و اگر دقت کنید شروع این سروده با بخشی از سخنان رضا شاه آغاز می شود.

زن در ایران، پیـش از این گویی که ایرانی نبود پیــــشه‌اش جز تیره‌روزی و پریشــــــانی نبود
زندگی و ‌مــــرگش اندر کنج عزلت‌ می‌گذشت زن چه بود آن روزها، گــــر زان که زندانی نبود
کس چو زن، انـــدر سیاهی قرنها منـــزل نکرد کس چو زن، در معبــد سالوس قــربانی نبود
در عدالتخانـــــه‌ی انصاف، زن شاهـــد نداشت در دبستان فضیـــلت، زن دبستـــــــانی نبود
دادخواهیهـــــای زن می‌مانــد عمری بی‌جواب آشکارا بـــــــود این بیــــــداد، پنهـــــــانی نبود
بس کســـان را جامه و چوب شبانی بود، لیک در نهــــــــادِ جمله گـــرگی بود، چــوپانی نبود
از بــــــرای زن به میــــــدا ن فــــراخِ زنــــــــدگی ســرنوشت و قسمتی، جز تنگ میــدانی نبود
نـــــور دانـش را زچشم زن نهـــان می‌داشتند این نـــــدانستن ز پستی و گرانجـــــــانی نبود
زن کجــا بافنــده می‌شــد بی‌نخ و دوک هنـــر خـــــــرمن و حاصل نبـــود آنجا که دهقانی نبود
میـــوه‌های دکّـــه‌ی دانش فراوان بــــود ، لیک بهــــــــر زن هــــرگز نصیبی زین فـــــراوانی نبود
در قفـــــــس می‌آرمید و در قفس می‌داد جان در گلستــــان، نام از این مـــــرغ گلستانی نبود
بهـــــــر زن، تقلیـــد تیه فتنه و چـــــاه بلاست زیـــــــرک آن زن کاو رهش این راه ظلمانی نبود
آب و رنـــگ از علم می‌بایست شــــرط برتری بـــــــــا زمـــــــرّد یاره و لعل بـــــــدخشانی نبود
جلوه‌ی‌صد‌‌پرنیان ،‌ چون‌یک قبای‌ساده نـیست عـزت از شایستگی بود، از هوســــــرانی نبود
ارزش پوشنده، کفش و‌ جامــــــه را‌ ارزنده کرد قــــدر و پستی، با گـــرانی و بـــــه ارزانی نبود
ســــادگی و پاکی و پرهیز، یک یک گــــوهرند گــــــوهر تابنـــــده، تنهـــــا گوهـــــر کانی نبود
از زر و زیور چه سود آنجا که نــــادان است زن زیـــــــور و زر، پــــرده‌پـــــوشِ عیب نادانی نبود
عیب‌ها را جامه‌ی پرهیز پوشانده‌ست و بــس جامـــــــه‌ی عجب و هـــ وا، بهتر ز عریانی نبود
زن سبکساری نبیند تا گـرانسنگ است و پاک پـــــاک را آسیبی از آلــــــوده دامـــــــانی نبود
زن چو گنجور است‌و عفت،گنج و حرص‌و ‌آز،دزد وای اگـــــــر آگـــــه از آیین نگهبــــــــــانی نبود
اهـــرمن بر سفره‌ی تقو ی نمی‌شد میهمــــان زان که می‌دانست کان جا، جای مهمانی نبود
پا بــــــه راه راست بایــــد داشت، کاندر راه کج تـــــوشه‌ای و رهنمـودی، جــــز پشیمانی نبود
چشم و دل ر ا پـــرده می‌بایست، امـا از عفاف چــــــادر پـــــــوسیــــــده، بنیاد مسلمانی نبود
خسروا، دست تـــــوانای تــــو، آسان کــــرد کار ورنـــــــه در این کـــار سخت امیــد آسانی نبود
شه‌نمی‌شد گر‌در این گمگشتـــه کشتی‌ناخدای ســــــاحلی پیـــــدا از این دریــای طوفانی نبود
بایـــد این انـــوار را پروین بـــــه چشم عقــل دید مهــــــر رخشان را نشایـــــد گفت نــورانی نبود
« پروین اعتصامی»


منبع:
سایت بیداری

فرتورهای اولین روزهای برداشتن و کشف حجاب توسط رضا شاه بزرگ در ایران:








۱۳۸۸ دی ۳, پنجشنبه

به مناسبت 5 دی ماه روز درگذشت پیامبر اریائی ایرانی زردشت اسپنتمان

به مناسبت 5 دی ماه روز درگذشت پیامبر اریائی ایرانی زردشت اسپنتمان

روز 5 دی ماه روز درگذشت زردشت را به تمامی ایرانیان ایراندوست تسلیت عرض میکنم
اینست محرم ما 5 دی ماه محرم واقعی ایرانیان است




هیچ کس هراسان و نگران نبود. او با دلی شاد و روانی خرند به همراه هفتاد و دو تن از یارانش در آتشکده ی شهرآباد و سرخوش بلخ، گرد آمده بود. او و یارانش به نماز ایستاده بودند. که به یکباره سپاه توران از پشت و ناجوانمردانه تیغ بر آن هاکشیدند و همه را کشتند.

مردم هنگامی به آتشکده رسیدند که« توربراتور» کشنده ی اشوزرتشت، سوار براسب از آتشکده می گریخت.
پیام آور دوستی کشته شده بود. چهره ی تابناکش هنوز هم می درخشید. نور آتش با سرخی خون های بر زمین ریخته شده درآمیخته بود. مردم ناباورانه به این رویداد غم انگیز، خیره مانده بودند. همه خاموش بودند و سر در گریبان داشتند. کسی نمی گریست ...
او در آغاز بهار با خنده، پای به جهان گذارد و در آغاز زمستان به دست دشمن انیرانی، در پای آتش سپند کشته شد.
47 سال پیامبری کرد و خویشکاری اش را به پایان برد. در هنگامه ی کشته شدن، به آرزویش رسیده بود. خرسند بود که مردم را به راه راست هدایت نموده، خدای یکتا را به آن ها شناسانده، آن ها را از سستی و کاهلی و بیابان گردی رهانیده، به آن ها راه و روش زندگی بر پایه ی داد و را «اشا» آموخته و هرآنچه کرده از برای مهر به اورمزد بوده و برای شادی و خرسندی مردم و گسترش دین بهی. اشو زرتشت به آرزویش رسیده بود چرا که پیش از چنین روزی دردآور، چنین سروده بوده:
«بهترین آرزوی زرتشت اسپنتمان برآورده شد؛
زیرا اهورا مزدا، از پرتوی راستی؛
به وی فراوانی چهان مینوی و مادی
و زندگانی نیک، برای همیشه، ارزانی داشته است.
حتا کسانی که با او دشمنی می ورزیدند
اکنون گفتار و کردار دین بهی را آموخته اند»(هات 53 بند 1)
پیش از کشته شدنش در آتشکده ی بلخ، همه ی یارانش را گرد خود خواند و درباره ی آینده ی دین بهی سخن گفت:
«بشنو تا برای خرسندی مردان و زنان،
برای خرسندی منش نیک،
انجمن دوستی آرزو شده، پدید آید،
تا وجدان هرکس به پاداش خود برسد
خواست و آرزویم پاداش راستی است،
و این آرزویی است که مزدا، خدای دانا، می پسندند» (هات54 بند1)
و این نماز و نیایشی بود از برای گسترش برابری و برادری میان همه ی مردم، یارانش در چشمان درخشان او نور پیروزی و خرسندی می دیدند و دریافته بودند که تنها خواست و آرزویش، نزدیکی و دوستی با اهورامزداست. خوشبختی، شادی، آسایش و خرسندی را برای همه ی مردم می خواهد، چه اینکه می داند می داند اگر همه ی مردم در خرسندی، شادی و آسایش باشند، همه، نزدیکی به خدا را به چشم خواهند دید.
دست به نماز ایستاده بودند که؛ ای اهورامزدا! ما را از دروغ و اهریمن برهان، ما را توانایی ده تا بتوانیم بر دشمنان درونی و بیرونی خود که همانا ناراستی و بدکرداری است چیره شویم. ای اهورامزدا! ما خواهان تازه گردانیدن جهانیم، توان ما را در رسیدن به این آرزو دوچندان کن ...
نماز که به پایان رسید، اشوزرتشت و یارانش نتوانستند از یورش بیگانگان جان به دربرند و همگی، پیش از آنکه از آمدن دشمن آگاهی یابند و خود را در برابر تازش آنان آماده کنند، کشته شدند. دریغا، دریغا.
خورشید فردا که برآید، دیگر او چشم نخواهد گشود و مردم دیگر او را در میان خود نخواهند دید. اما پیامش تا به امروز مانده است.
اشوزرتشت خندان به جهان آمد، جهان را شادی و خرسندی بخشید و انوشه روان شد.
آموزشگاه اشوزرتشت نزدیک به چهار هزار سال است که برپاست. پیام و یاد و اندیشه ها و گفتارش هنوز هم، به مانند روز نخست، زنده است و تازگی دارد. در این هزاره ها، هزاران هزار، دانش آموخته ی این آموزشگاه آمده اند و رفته اند و جهان را تازگی بخشیده، به پیشرفت مینوی و مادی رسانده اند. همانگونه که خواست او بوده، اکنون پیام او به چهارگوشه ی جهان رسیده است. او می خواست جهانی تازه پدید آید؛ جهانی پر از دانش، سنجش، دوستی، آشتی، آرامش، رسایی و جاودانگی.
می سراید:
«بهترین نیکی از آن دانشمندی است
که پیام راستین مرا
که از آن، راستی و رسایی و جاودانی بر می خیزد،
فراگیرد و فراگوید.
برای چنین کسی، شهریاری خدای دانا
از راه منش نیک، گسترش خواهد یافت.» (هات31 بند6)
همه ی جهانیان باید در این راه بکوشند. آینده ی بهتر برای کسانی است که در پی آینده ی بهتر برای دیگران باشند.
در نوشته های زرتشتی و برابر با سنت، اشوزرتشت در روز خیر ایزد و دی ماه (برابر با پنجم دی ماه در گاهشماری خورشیدی)، به دست «توربراتور» تورانی، در آتشکده ی بلخ کشته شد.
این روز نزد زرتشتیان، «روز ویژه ایست. همه دست از کار می کشند و به یاد پیامبرشان و برای شادی فَرِوَهرِ آن بزرگ مرد تاریخ دین و اندیشه، آیین های ویژه در آرامگاه های شهر های زرتشتی نشین برگزار می کنند.
همه، از چند روز پیش از خیر روز، در یکی همازوری دینی و آیینی، در فراهم آوردن سفره ها و خوردنی ها و میوه ها و لرک به یکدیگر یاری می رسانند و این کردار های نیک و آیینی را کرفه می دانند.
از برآمدن خورشید روز خیرایزد و دی ماه تا فرو رفتن خورشید این روز، در آرامگاه های زرتشتی، جوشش و کوشش مردم، به همراهی موبدان و آوای دلنشین اوستا، دیده می شود.
اینک فروهر پاک اشوزرتشت از جهان مینوی ما چشم بر می دارد و اندیشه و کردار و گفتار ما را می بیند. اشوان (=پیروان آیین راستی) را می نگرد و جاودانگی آیین راستی را آرزو می کند.
منبع:
سرچشمه: هفته نامه ی امرداد199


این مطلب به تاریخ4 دی ماه2568 شاهنشاهی برابر با
4دی ماه1388 شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.

۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه

یلدا بلندترین شب سال ایرانیان



یلدا بلندترین شب سال ایرانیان دیروز و امروز و فردا

یلدایتان خجسته باد

در پناه مهراهورا مزدا
روی گل شما به سرخی انار
شب شما به شیرینی هندوانه
خنده تون مثل پسته
و عمرتون به بلندی یلدا
خرد نگهدارتارتان

یلدا بلندترین شب سال:
جشن شب یلدا جشنی ست که از 7000 سال پیش تا کنون در ميان ایرانيان برگزار میشود. 7000 سال پیش نیاکان ما به دانش گاهشماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است. در این جستار از سخنرانی دکتر جنیدی و دکتر کزاری برداشت هایی شده:
جشن شب یلدا:
همانند جشنهایی همچون نوروز و مهرگان، پس از تازش اسکندر، تازیان، و مغولها پابرجا مانده است و در تک تک خانه های ایرانیان راستین با گردآمدن خانواده ها به دور هم برگزار میشود.
فردوسی بزرگ در شاهنامه میگوید:
نباشد بهار و زمستان پدید **** نیارند هنگام رامش نوید
از این بیت میتوان پی برد که در سرزمینهايی بجز ایران آغاز فصل ها را نمیدانستند اما ایرانیان در آن زمان به این دانش دست پیدا کرده بودند.
در زمان تاختن تازیان به ایران گاهشماری ایرانیان که بر پایه ی خورشید بود، به گاهشماری بر پایه ی ماه دیگرگون شد، اما پس از چندی خیام بروی کار آمد و این گاشماری خورشیدی را دوباره بنیان نهاد تا باز جشنهای ما زنده باشند و ما آنها را برگزار کنیم.
تاریخچه و تعریفی بیشتر بر یلدا:
شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب
سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان غروب آفتاب از ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب در ۱ دی اطلاق می‌شود، که برابر با ۲۱ دسامبر یا ۲۲ دسامبر است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می‌دارند و این شب را جشن می‎گیرند.
این شب در
نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.
ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش
مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.
پیشینهٔ جشن
یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد ایزد مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند.آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را «میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های
البرز به انتظار باززاییده‌شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد.
ریشه واژه یلدا:
واژه «یلدا» واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجه‌های متداول زبان «آرامی» است) به معنای تولد. زبان «آرامی» یکی از زبان‌های رایج در منطقه خاورمیانه بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان
ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می‌شده، وارد زبان پارسی شده است).
تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوامامروزه محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم.

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران:
در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست، شاید تنها افسانه باشد). جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرتر‌ها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اکثراً کثیر الدانه هستند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل
جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.
در خطهٔ شمال و
آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه‌ای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.
سفرهٔ مردم
شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.
همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.
در شهرهای
خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.
در
اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.
در
گیلان هندوانه را حتما فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل)
مردم
کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.


منبع:
ویکی پدیا
روز و شبتان یلدا باد

این نوشته به تاریخ27 آذر ماه2568 شاهنشاهی برابر با
27آذر ماه1388 شمسی تحمیلی تازی و تازی پرستان نوشته شد.