بادرود بر ایرانیان بزرگ و هنرمند همیشه گرفتارمان در هرکجای ایران و این جهان، درود بر تهرانیان ، درود بر اقوام مختلف آذربائیجان ، درود بر اقوام مختلف کرد ، درود بر اقوام مختلف بختیاری ، تمام خوزستانی ها، لرها ، لک ها ، شاه سونی ها ، سیستانی هاو بلوج ها، ترکمن ها ، قشقائی ها ، گیلک ها ، مازنی ها ، خراسانی ها ، یزدی ها ، اصفهانی ها ، فارس های استان فارس ، کرمانی ها، بوشهری ها، تمامی روستائیان ایران و تمامی اقوام مختلف و شاخه های گوناگون اقوام ایرانی ، درود بر تمامی هم میهنان گرامی و عزیز تر از جانمان ، درود
نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران

ه‍.ش. ۱۳۹۱ خرداد ۲, سه‌شنبه

من ایرانی هستم

من ایرانی هستم
من آذری ایرانیم ، من کرد ایرانیم ، من بلوچ ایرانیم ، من گیلک ایرانیم ،
من خوزستانی ایرانیم ، من مازندرانی ایرانیم،
من لر ایرانیم ، من فارس ایرانیم ،
 من زاده خاک پاک ایران هستم
تفاوت در زبان قومیتی مان ، دین و نژاد مارا از هم جدا نمیکند،
 همگی ایرانی هستیم و محافظت از خاک ایران بر گردن تک تک ماست.

به سایت زیر بروید تا فرتورهای بیشتری ببینید

سه شنبه 2خرداد / 2571 شاهنشاهی

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۵, دوشنبه

گنجی که باد آوردش

گنجی که باد آوردش:

در زمان سلطنت خسرو پرویز بین ایران و روم جنگ شد و در این جنگ ایرانیها پیروز شدند
و قسطنطنیه که پایتخت روم بود به محاصره ی ارتش ایران در آمد و سقوط آن نزدیک شد .

مردم رم فردی را به نام هرقل به پادشاهی برگزیدند. هرقل چون پایتخت را در خطر می دید، دستور داد که خزائن جواهرت روم را در چهار کشتی بزرگ نهادند تا از راه دریا به اسکندیه منتقل سازند تا چنانچه پایتخت سقوط کند، ‌گنجینه ی روم بدست ایرانیان نیافتد.
اینکار را هم کردند. ولی کشتیها هنوز مقداری در مدیترانه نرفته بودند که ناگهان باد مخالف وزید و چون کشتیها در آن زمان با باد حرکت می کردند، هرچه ملاحان تلاش کردند نتوانستند کشتیها را به سمت اسکندریه حرکت دهند و کشتی ها به سمت ساحل شرقی مدیترانه که در تصرف ایرانیان بود در آمد.
ایرانیان خوشحال شدند و خزائن را به تیسفون پایتخت ساسانی فرستادند.
خسرو پرویز خوشحال شد و چون این گنج در اثر تغییر مسیر باد بدست ایرانیان افتاده بودخسرو پرویز آنرا ( گنج باد آورده ) نام نهاد.
از آنروز به بعد هرگاه ثروت و مالی بدون زحمت نصیب کسی شود، آنرا بادآورده می گویند.

***
پا نویس:
فرض کنید این اتفاق زمان محمد و در جنگهای محمد با یهودیان اتفاق میافتاد، فورا محمد این مساله را به غیب و به آسمان نسبت میداد و میگفت :
 فرشته های آسمان همراه با الله کمک کردند ما صاحب این گنجها بشویم!!
----------
دوشنبه مه شید 25 اردیبهشت / 2571 شاهنشاهی

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۶, شنبه

طریقه بستوه آوردن گوگل برای برگرداندن نام شاخآب پارس ( خلیج فارس ) به نقشه

طریقه بستوه آوردن گوگل
برای بازگرداندان نام خلیج فارس بایستی گوگل را بستوه آوریم!‌ کاری که میتوان انجام دهیم اینست که به لینک زیر رفته و نام "خلیج فارس" را در بخش جستجو تایپ کنیم، تا نقشه آپلود شو، سپس با فشار برروی دکمه ویرایش (ادیت) نام خلیج فارس را به نقشه افزوده
http://www.google.com/mapmaker

... در این بین به صفحه گوگول در فیسبوک رفته و اعتراضآت خود را با نوشتن نام "خلیج فارس" (به انگلیسی) زیر کامنتهاها گذاشته تا بستوه آمده و تا نام خلیج فارس را برروی نقشه ها بازگردانند.
این جمله هم میتوانید در پیج گوگل بنویسید:(Hey Google, you cannot change the history, nor anyone else. Persian Gulf is always Persian Gulf،)

http://www.facebook.com/Google?ref=ts

-------
گوگل در نقشه های خود آبهای "خلیج فارس" را تنها با یک فلش سرخ رنگ مشخص کرده، و دیگر اثری از نوشته "خلیج فارس" دیگر نیست:
http://maps.google.co.uk/maps?hl=en&cp=9&gs_id=2e&xhr=t&q=persian+gulf&bav=on.2%2Cor.r_gc.r_pw.r_qf.%2Ccf.osb&biw=1536&bih=784&um=1&ie=UTF-8&sa=N&tab=wl
-----------

خواهشمندیم به اشتراک بگذارید.
ادامه ...
 
 
شنبه کیوان شید 16 / اردیبهشت / 2571 شاهنشاهی
 

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۶, چهارشنبه

گاتهای زرتشت وتعلیمات اخلاقی و ضد موهوم پرستی آن

گاتهای زرتشت وتعلیمات اخلاقی و ضد موهوم پرستی آن:

کسانی که گاتهارا مطالعه کرده اند میدانند که، یکی از مزایای گاتها که بیشتر جلب توجه بلکه مایه تعجب محقیقین گردیده این است که:
سراسر آن کتاب از هرگونه موهومات مذهبی و مطالب خارق العاده عاری و منزه است؛  بطوریکه باید گفت در میان جمیع کتب مذهبی گاتها نخستین کتابی است که از زمان بسیار کهن ( که هنوز دست تاریخ به آستان آن نرسیده است ) بر ضد موهومات مذهبی می ستیزد و بنیان رفیع دین زرتشت را بر پایه عقل و علم بنا نهاده؛

 چنانکه اشو زرتشت در گاتها ( یسنا 30 – بند 2 ) :
پیروان خودرا از تقلید و متابعت کورکورانه و ندانسته بازداشته و تعلیم می دهد که آنچه را بشنوید بعقل صحیح و منش پاک و روشن سنجیده آنگاه بپذیرید.

این است که در مزد یسنا مساله معجزات و بعضی موهومات مذهبی  ( بخصوص مثل سوره هایی در قران : سوره جن و به معراج رفتن محمد و ... / اضافه شده خودم) که مخالف با عقل باشد وجود ندارد؛ و به همین سبب است که مندرجات گاتها کاملا موافق با علوم و کشفیات جدید می باشد و هرچه بر توسعه علم و معرفت افزوده شود حقیقت مزدیسنا و فلسفه ُ آن بیشتر آشکار می گردد.
دانشمند انگلیسی به نام سموئیل لنگ در کتاب خود موسوم به  " یک زرتشتی جدید " میگوید:
تعالیم زرتشت بطوری مطابق با علوم و صنایع امروزی است که باید گفت برای دنیای کنونی یکی از بهترین ادیان است

پانویس 1:
منظور از تعالیم ، سخنان زرتشت در گاتها هست و نه احکام زرتشتی  که بدست مغ ها بوجود آمده و نه خود زرتشت.

پانویس 2:
برای اینکه خوانندگان دچار سوء تفاهم نشوند بگویم من؛  تایپ کنندهُ این مطلب به هیچ دینی اعتقاد ندارم و کاملا بی دین هستم ، حتی به دین زرتشتی هم هیچ اعتقادی ندارم ، ولی نوشته های زرتشت را در گاتها مطابق با خرد و منش و آبروی انسانیت دیدم ؛ درنتیجه از نوشته های گاتهای زرتشت در مقابل بیخردی و بی وجدانی و بی غیرتی و موهومات و تشویق به جنایات  و انسان ستیزی موجود در دینها بخصوص اسلام و بعدم فرقهُ ضالهُ آن شیعهُ خرافاتی دوازده امامی دفاع میکنم.

بن مایه:

برداشت از نسک:
 حقایقی از اصل و نسب ایرانیان از آغاز تا اسلام ، برگ 20 و 21

چاپ دوم -  سازمان انتشارات فروهر - عبدالعظیم رضائی
---------------
چهارشنبه تیر شید 6 اردیبهشت / 2571 شاهنشاهی

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱, جمعه

سخنی در مورد وسعت امیراطوری کورش و علت فروپاشی ایرانیان و برنگشتن به عظمت سابق تاریخی از نشریه پیام آزادگان

سخنی در مورد وسعت امیراطوری کورش و علت فروپاشی ایرانیان و برنگشتن به عظمت سابق تاریخی از نشریه پیام آزادگان:

 در زمان پادشاهی کورش بزرگ در سده ششم پیش از میلاد
تنها پنجاه میلیون کیلومتر از مجموع خشکی های زمین ، شناخته شده بود
که تنها یازده میلیون کیلومتر آنرا جهان متمدن آن زمان تشکیل میداد .
که هشت میلیون کیلومتر مربع آن در زیر پرچم امپراتوری ایران قرار داشت .

اگر چه کشور ایران در سده چهارم پیش از میلاد از اسکندر مقدونی شکست خورد
 ولی بار دیگر جایگاه والای خود را بدست آورد و در سال دویست و شصت میلادی
 شاپور اول امپراتور روم والرین را شکست داد و اورا وادار کرد که در برابرش زانو بزند .

 پس از اینکه در سده هفتم میلادی کیش خرافات نشان تازی ها ،
 اسلام واپسگرا به ایران تهاجم کرد ، دیگردر تاریخ نامی از ایران بر جا نماند تا کنون که جمهوری اسلامی نوآور تئوری تروریسم بین المللی دولتی شده و در نتیجه آن شهروند ایرانی در دنیا با شناسه تروریست شناخته میشود.

علت برنگشتن ایرانیان به عظمت سابق تاریخی:
 چرا کشور و ملتی که در جنگهای مهیب با بزرگترین کشورهای جهان در گیر شده و جایگاه والای ابر قدرتی خود را نگهداری کرده بود در برابر گروهی تازی بادیه نشین پا برهنه سوسمار خور از پای درآمد ؟

 برای پاسخگویی به پرسش بالا باید به یک واقعیت دیگر تاریخی نیز نگاه کنیم.
در سال سیصدو هفتاد میلادی ( 370 ) گروهی از چادر نشینان مغولی
 بنام هون از آسیای مرکزی به جنوب روسیه و از آنجا به اروپا سرازیر شدند
و تمامی سرزمین آلمان امروزی و اروپای شرقی تا شمال دانوب ،
دریای سیاه و قفقاز را در اختیار گرفتند و با ایجاد امپراتوری هون
مدت هشتادو پنج سال در فراگشت های اجتماعی و سیاسی ملت اروپا تاثیر آفریدند .

ملت روم که در آن زمان یکی از ابر قدرتهای شناخته شده دنیا به شمار میرفت
در آغاز سالیانه مبلغ هفتصد پوند طلا به هون ها رشوه می پرداخت .
این مبلغ بعدهابه دو هزارو یکصد پوند در سال افزایش یافت .

چرا اروپایی ها که کشورهایشان بوسیله هون ها ویران شده بود ،
 پس از بیرون راندن آنها توانستند به دوباره سازی کشورهای خود موفق شوند
 و امروز از متمدن ترین و پیشرفته ترین ملت های جهان بشمار آیند ،
 ولی کشور ما ایران با وجود اینکه سرانجام تازی ها را از سرزمین خود بیرون راند
 دیگر نتوانست به جایگاه جهانی خود باز گردد ؟

پاسخ هر دو پرسش بسیار ساده است :
 هیچ یک از ملت هایی که در درازنای تاریخ به سرزمین ایران حمله و هجوم آوردند ،
کیش و مذهبی به مردم تحمیل نکردند ، همون ها نیز که بر اروپا یی ها چیره شدند هدفشان تنها چیرگی سیایسی بود و هیچگونه مذهبی به آنها تجمیل نکردند به همین سبب هنگامی که اروپایی ها هون ها را بیرون راندند اثر و نشانی از آنها در این کشور ها باقی نماند ولی چون برای تازیان چیرگی سیاسی بدون تحمیل مذهب به ضرب شمشیر و کشتار و زور مفهومی نداشت هنگامی که ایرانیان آنها را از سرزمین خود بیرون راندند رسوبات مذهب انسان ستیز و واپسگرای آنها در زیربنای فرهنگ ما خانه کرد و تا به امروز مارادر خرافه پرستی و واپسگرایی مانده کرده است .

 ما این آذرنگ تاریخی را با تمام وجود احساس می کنیم و باور داریم
 تا فرهنگ تابناک و والای ایرانی از خرافات خرد ستیز اسلامی گند زدایی نشود
 ملت ایران روی آزادی و بهروزی را نخواهد دید .
 در راستای این هدف سپنتای میهنی ، پیام آزادگان را انتشار میدهیم
و امید آنرا داریم که با یاری شما یاران گرانقدر به خواست های ملی
 میهنی خود برسیم.


----------------

آدینه ناهید شید 1 / اردیبهشت / 2571 شاهنشاهی

ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۱۲, شنبه

سیزده بدر و تاریخچه آن بطور خلاصه و مفید

سیزده بدر و تاریخچه آن بطور خلاصه و مفید:



سیزده بدر از جشن های استوره ای و بسیار کهن ایرانیان می باشد. در ایران باستان، سیزدهمین روز هر ماه بنام تیر، نامیده می شد. در استوره های ایرانی آمده است، که سرپرست این روز ایزد تیر یا « تیشتری» می باشد. این ایزد بشکل اسبی بود، که با دیو خشکسالی و خشکی، که دیو «اپوش » نام دارد، همواره در نبرد است.

خشکی و بی آبی، زندگی گیاهان و جانوران و آدمی را نابود می کند، و کشور ایران همواره با کمبود آب روبرو بوده است. از اینرو در روز تیر، که روز سیزدهم ماه فروردین است، ایرانیان برای در خواست باران از آسمان، از خانه های خود بیرون می رفتند، و روزی را در دشت و دمن بسر می بردند. و پیروزی تیر،یا " تیشتر " را بر " دیو اپوش " جشن می گرفتند، و به شادی و بازی پرداخته، و بیاد ایزد تیر اسب سواری می کردند.

آناهیتا، ایزد بانوی آب و باروری در نزد نیاکان ایرانیان بوده است. ایرانیان سبزه هایی راکه برای نوروز و در خانه های خود سبز کرده بودند، به آب های روان و جویبارها می سپردند، تا سپاس خود را به آناهیتا پیشکش کنند، و با این کار دانه های بارور، برای روئیدن به آناهیتا باز گردانده می شد.

گره زدن شاخه های گیاهان و سبزه ها از سوی دختران نوجوان، نماد پیوند زن و مرد، درروند باروری آدمیان می باشد.

***
سرود سیزده بدر:
از: امید عطایی فرد

چو سبزه سبز میگردد ز نوروز
به روز سیزدهم، آن روز پیروز
فزون بر سبزی دشت و چمنزار
به جان و دل بگردیم همچو گلزار
مر این روز را بخوانیم «روز هستی»
بگردیم مست از میهن پرستی
گره بر سبزه افکن تا شود باز
گره از ابروانت، ای سرافراز
بیفکن سبزه را در جویباران
که شوید اندُه ما را چو باران
بگو تو آرزوهایت به مزدا
که باشد بهتر از امروز، فردا
نه نحس است و نه شوم است و گجسته

هماره «سیزده روز»ت خجسته
سیزده نوروز، جشن پیروزی ایزد تیر، بردیو خشکسالی، فرخنده باد.

شنبه کیوان شید 12 فروردین / 2571 شاهنشاهی

ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۴, جمعه

به مناسبت فرارسیدن 6 فروردین زاد روز زرتشت , اشو زرتشت پیام آور پاکی و راستی

به مناسبت فرارسیدن 6 فروردین زاد روز زرتشت , اشو زرتشت پیام آور پاکی و راستی:


چو یک چندگاهی برآمد براین
درختی پدید آمد اندر زمین
از ایوان گشتاسب تا پیش کاخ
درختی گشن بیخ و بسیار شاخ
همه برگ او پند و بارش خرد
کسی کو چنان برخورد کی مرد؟
خجسته پی و نام او زردهشت
که اهریمن بدکنش را بکشت


*
اشوزرتشت پیامبر ایرانی بنا بر متون متاخر زرتشتیان در خورداد روز
( روز ششم ) از ماه فروردین 1768 سال پیش از میلاد زاده شد .

 فره ی ایزدی از ستارگان به آتشگاه خاندان فراهیم فرود آمد آنگاه این فره که نشان شاهی بر جهان بود و در واقع مشروعیتی از طرف خداوندگار به حساب می آمد به دغدو دختر فراهیم که با پوروشسب ازدواج کرده بود انتقال یافت و زرتشت تحت تاثیر آن فره به دنیا آمد .

آمده است هنگامی که وی زاده شد لبخند گشاده ای بر لب داشت . آنچه مسلم است این است که از گریه و مویه کردن هم در اوستا و هم در ادبیات پهلوی به عنوان نشانه های حضور اهریمن یاد شده است .

گروهی بر این گمان اند که نام اصلی اشوزرتشت ، سپنتمان به معنی سپید ترین بوده است و بعد از رسیدن به پیامبری نام زرتشت را که به معنی روشنایی زرین است بر خود نهاد . همچنین برخی واژه زرتشت را از دو واژه (زرث) به معنی زرد، زال و پیر و دیگری (اوشتر) که همان شتر است دانسته و به معنی دارنده شتر زرد یا شتر پیر ترجمه کرده اند این نام نیز با توجه به نام های آن زمان عجیب نیست زیرا همیشه اسامی کودکان یک اجتماع تابع حوادث ، آرزوها و خواسته های مردم آن اجتماع است . زرتشت زمانی پا به گیتی نهاد که دارندگان شتر و اسب ، ثروتمندان جامعه به شمار میرفتند و این یکی از آرزوهای هر پدر و مادری بود که بچه هایشان ثروتمند گردند .


میگویند اشوزرتشت در زمان لهراسب شاه کیانی در کنار رود درجی که به دریاچه ی چیچست می ریخت به دنیا آمده است درباره تعیین دقیق این زمان و مکان میان دانشمندان اختلاف نظر وجود دارد

زمان زایش :
گروهی این زمان را هشت تا شش هزار سال پیش از میلاد مسیح به عقب برده و برخی آن را ششصد سال پیش از میلاد می دانند . شادروان ذبیح بهروز که مطالعه و کاوش بسیاری در این زمینه داشت بر این باور بود که پیدایش این اختلاف نظر زیاد در مورد زمان زرتشت به دلیل گفتارهای افسانه مانندی است که درباره نمودار شدن پادشاهان و دین آوران و ویرانی جهان در زمان قدیم و نسبت دادن آنها به زرتشت و جاماسب بود و برای این که آنها در زمان به خصوصی صدق کنند یا نکنند در قرون مختلف زمان زرتشت را گاهی جلوتر و گاهی به عقب تر از زمان واقعی آن کشیده اند .
آن شادروان با توجه به این که در تمام کتاب های تاریخ و نجوم تصریح شده که زرتشت رصد کرده و کبیسه را ایجاد نموده و همه تاریخ ها و حساب های نجومی قدیم تر را رسیدگی و تصحیح کرده است و با مطالعه روایات هماهنگی که در مورد زمان زرتشت در مأخذ ایرانی و غیر ایرانی به دست ما رسیده و همچنین با محاسبات دقیق نجومی به این آگاهی رسیده است که زایش اشوزرتشت روز خرداد و فروردین ماه سال 1768 پیش از میلاد مسیح بوده است . گروه دیگری از دانشمندان نیز زمان اشوزرتشت را در همین حدود می دانند بنابراین نه تاریخ 8000 – 6000 سال پیش از میلاد مسیح درست است (زیرا با این حساب زمان زرتشت به عهد حجر میرسد ) و نه 600 سال پیش از میلاد ، چون این زمان هم ، زمان زندگی ویشتاسب جد داریوش هخامنشی است و محققانی که بر این باورند اشتباها این ویشتاسب را با ویشتاسب کیانی که هم عصر اشوزرتشت بوده است یکی دانسته اند .

محل زایش :
باور زرتشتیان بر این است که اشوزرتشت در آذربایجان باختر ایران زاده شده و از آنجا به بلخ ( خاور ) پایتخت شاه گشتاسب مهاجرت کرده است ولی گروهی از دانشمندان به دلیل زیر اشوزرتشت را از خراسان ( خاور ایران ) میدانند .


با توجه به این که لهجه باختر و خاور ایران باهم اختلاف داشته اند و با اعتقاد به این اصل که هر پیامبر برای ترویج آیین خود در اجتماع باید به زبان ، لهجه و آداب و رسوم مردم آن اجتماع آشنایی کامل داشته باشد پذیرش این امر بسیار مشکل است که زرتشت پس از چهل سال زندگانی در باختر بتواند به یکباره به زبان مردم خاور زمین سخن گوید و آنها را با خود همراه سازد .


از نظر جغرافیایی نیز در گات ها و در همه اوستاهیچ از غرب و از کشورهای هم جوار آرین های غربی نام برده نشده و این خود بهترین دلیل بر بستگی زرتشت به شرق ایران است .


گروهی نیز با مقایسه ی تمدن آن روز ایران در خاور و باختر بر این عقیده اند که در خاور امکانات بیشتری برای پرورش اندیشه زرتشت وجود داشته و بعید است که زرتشت با این اندیشه تابناک از باختر ایران و در میان مردمی که از نظر فرهنگ و تمدن از ساکنان خاور زمین فرسنگ ها دور بوده اند پرورش یافته باشد .


اینها همه نظریات گروهی از دانشمندان در مورد زمان و مکان زایش اشوزرتشت بودند که بیشتر با اندیشه و دور از تعصب هستند ولی هنوز در جهان بسیارند پژوهشگرانی که به این زمان و مکان می اندیشند و برای تعیین دقیق آنها کوشش میکنند .

اما امروزه دانستن و یا ندانستن دقیق زمان و یا مکان زایش اشوزرتشت اهمیت چندانی ندارد بلکه آنچه با ارزش است اندیشه و پیام اوست .

درباره زرتشت :
سخنانی از فرزانگان و اندیشمندان بزرگ تاریخ درباره اهمیت سروده های اشوزرتشت و دستاوردهای ایرانیان :
زرتشت بزرگترین پیامبر پیشکسوت بود که راه آزادی انتخاب در امور اخلاقی را به روی آدمی گشود .

« تاگور »
جنبه اخلاقی آیین زرتشت عالی تر و شگفت انگیزتر از جنبه الهی آن است .

 « ویل دورانت »
اگر از آنچه تمدن بین النهرین نامیده میشود کارهایی که ایرانیان کرده اند را برداریم بهترین قسمت آن از بین می رود .


 « پروفسور ادوارد براون »
زرتشت نخستین کسی بود که در پیکار نیکی و بدی ، اخلاق را در عبارات حکمت عقلی بیان کرد که قدرت و اصل و غرض آن همه در خود آن است . این است کار نمایان زرتشت .
  « فردریک ویلهلم نیچه »
راستی ، پایه فرهنگ اهورایی و ریشه ی اخلاق فاضله است .

 « هگل »
انسان مطابق با تعلیمات زرتشت ، سرباز پیاده ی شطرنج نیست که در جنگ جهانگیر دائمی، بدون اراده ی خود در حرکت باشد بلکه آزادی اراده دارد .
  « ویل دورانت »
بر طبق تعلیمات زرتشت ، خداوند با راستی یکسان است .

« فیثاغورت »
زرتشت و دوران او ، از مهمترین دوران های رشد و تکامل آدمی به شمار می رود و مزدیسنا دینی است که از پیروانش تقاضا می کند از کشتن بی جهت حتی حیوانات خود داری کنند و این دستور هم موقعی داده شده که اجداد فرانسوی ها و انگلیسی ها عادت داشتند قربانی ها انسانی تقدیم خدایان خونخوار خود بنمایند .

« پروفسور اشپیگل »
دین مزدیسنا پاکترین و متعالی ترین دینی است که تا کنون در دنیا به وجود آمده است .


« گیگر»
با این که زرتشت در بین کسانی که به اجرای مراسم مربوط به جادو جنبل معتقد بودند محاط شده بود اما در آن ایام تاریک و تهی از عقل و خرد ، اظهار داشت که حقیقت دین در اهمیتی است که دین از نظر اخلاق دارد و نه در اجرای مراسم ظاهری که دارای ارزش موهوم خیالی است .
 
« رابیندرانات تاگور »
قوانین اخلاقی ای که زرتشت تعلیم داده یکی از عالی ترین و ساده ترین مقررات اخلاقی جهان است .
 « موریس مترلینگ »
زرتشت نخستین پیکره ساز عظمت انسانی ، بعد تازه ای به آدمی بخشید . بعدی به استواری ستون فقرات و به دوری قطب که با آن انحراف های طبیعت را برای انسان ریشه کن کرد و آن را در خدمت تاریخ نهاد . به یمن این جهد ملکوتی است که انسان توانست پیامبرانه در آینده و سرنوشت خود دخیل باشد .

« روژه گارودی »
در میان زرتشتیان تعدد زوجات مرسوم نیست . آنها یک زن بیشتر نمی گیرند . بی وفایی نسبت به پیمان زناشویی هم تقریبا دیده نمی شود و فحشا در بین زنان پارسی وجود ندارد .

« پروفسور جکسن »
مزدیسنا مقام زن رابا مرد برابر میداند . یک علت پیشرفت ایرانیان باستان به خاطر رعایت همین اصل بوده است .


 « جان ملکم »
زرتشت سرود یگانگی میخواند و مرا که خود شاعرو سرود سازم به سوی نغمه ی آسمانی خود جلب میکند .

زاد روز اشو زرتشت پیام آور پاکی و راستی فرخنده باد.

  برداشت از وبلاگ زیر:
behdin-ariaee.blogspot.com
*********
شنبه کیوان شید 5 فروردین / 2570 شاهنشاهی

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۲۸, یکشنبه

نیایش نوروزی

نیایش نوروزی:



تا نوای هفت سرنا در گلستان جان دمید
خواب دیرین شد ز چشمان زمستان نا پدید.

روزگارا, هفت سرنا را به گوش جان نواز
چشم را بیدار دار و سینه هارا پر امید.

روزگارا, گلشن نوروز را پر بار کن
شهد پیروزی به کام مرد و زن بسیار کن.

روزگارا, تازه شد هستی در آغاز بهار
جشن جمشید جهان بین را جهان آرا بدار.

مهر افزون کن درون سینه ها در سال نو
فر شادی را به جام زندگی از نو بیار.

روزگارا, جشن مارا نو به نو جاوید ساز
سینه  را پر مهر تر از سینهء جمشید ساز.

رنج را آسان بنه بر مردم برگشته بخت
چشم نیکو مردمان را دیدهء خورشید ساز.

*********
یکشنبه مهر شید / 28 اسفند / 2570 شاهنشاهی

ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۲۴, چهارشنبه

نوروز , جشن باستانی ایرانیان , هیچ پیوندی با اسلام ندارد


نوروز , جشن باستانی ایرانیان , هیچ پیوندی با اسلام ندارد:



نویسنده فرامرز دادرس   
۰۱ مرداد ۱۳۸۶

می گویند؛ نوروز، بزرگترین جشن ایرانیان، و دیگر مردمانی که دارای فرهنگ ایرانی می باشند، دارای ریشه های دینی است، و با ادیان ابراهیمی و بویژه دین اسلام نیز پیوند دارد !؛
 این سخنان نادرست و بی پایه، در درازای سده ها، پس از دست یازی بیگانگان بر سرزمین های ایرانی، ساخته و پرداخته شده است،
تا جاییکه امروز این جشن باستانی، نماد تاریخ و فرهنگ کهن مردمانی، که نیاکان آنان، از پیشتازان گسترش دانش و تمدن در جهان بودند را با مشتی خرافه و رفتار ناسره در هم آمیخته اند.

پس از یورش سپاهیان اسلام به ایران و دیگر کشور ها بر پایه آيه 59 سوره الانعام کتاب قرآن «وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ يَابِسٍ إِلاَّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ» «و نه هيچ تر و خشكى وجود دارد ، جز اينكه در كتاب مبین ثبت است‏.»هر چه کتاب و ماندگار های علمی بود یا به آتش سوزانده و یا به آب افکنده شدند.
تاریخ نویسان نامدار اسلام می نویسند:
 « در فتح مصر، وقتی عمروبن العاص، بر ذخائر علمی اسکندریه دست یافت، از عمر بن الخطاب خلیفه دوم مسلمین در باره آنها دستور خواست. پاسخ او چنین بود:
« اگر در آنها مطالبی موافق کتاب خداست با وجود آن (قرآن)استغنا حاصل است و اگر در آنها چیزی بر خلاف کتاب خداست حاجتی بدان نیست به نابود کردن آنها اقدام کن».
چون این فرمان به عمرو بن العاص رسید شروع به پخش کتابها میان گرمابه های اسکندریه کرد، گفته می شود که سوخت ششماه گرمابه ها از سوزاندن کتابها فراهم شد. در تازش به ایران نیز همین رویداد پیش آمد، و گذشته از گرداندن آسیابها با خون ایرانیان، سعد بن ابی وقاص سردار خلیفه، هنگامیکه از عمر خلیفه اسلام ، در باره کتاب های کتابخانه های ایران دستور می خواهد.
عمر بن الخطاب می نویسد:« آنها را در آب افکن، زیرا اگر متضمن هدایت باشد، خداوند ما را با کتابی که راهنما تر از آنهاست هدایت کرده و اگر مایه گمراهی باشد خداوند ما را از آن بی نیاز ساخته است».
فرنود به آب افکندن نسک های ایرانیان ، بر این پایه بود که آنان بیشتر نوشته های خود را بر پوست جانوران، مانند گاو و آهو می نگاشتند، مانند کهن نامه اوستا، که گفته می شود درهنگام یورش اسکندر به ایران، بر روی دوازده هزار پوست گاو با خط زرین نوشته شده بود. سوزاندن نسک هایی که بر روی پوست نگاشته شده بودند ، با دود و بوی ناخوشایندی همراه بود، و از سویی با شستن پوست در آب، نوشته ها را پاک می کردند، و ازپوست جانوران که همواره با ارزش بود، دوباره بهره برداری می کردند.
درهمان هنگام نویسندگان و شاعران عرب، اندک نوشته هایی را که در آن سرزمین یافت می شد، بر روی چوب، برگ درختان، و استخوان جانوران می نوشتند، تا جاییکه قرآن کتاب دینی و مقدس مسلمانان نیز بر روی این چیز ها نوشته شده بود، و در زمان عثمان خلیفه سوم اسلام بود، که بفرمان وی این نوشتارها را گرد آوری، و پس ازبازبینی از سوی گروهی، که خلیفه به این کار گمارده بود، شمار بسیاری را از میان بردند، واز بجای مانده آنان کتاب قرآن را فراهم آوردند. 
اخبار الحکما چاپ مصر ج 1 ص 33- مختصر الدول ابی افرج ملطی - تاریخ التمدن الاسلامی جرجی زیدان ج 3 ص 41 - کشف الظنون حاجی خلیفه چاپ ترکیه ج 1 ص 446 - معجم البلدان ج 5 ص 243
هدف آن فرمان های بر گرفته شده از کتاب قرآن، از میان بردن شناسه فرهنگی و تاریخی و علمی مردم ایران، و دیگر کشورهای شکست خورده بود ،دراین میان، بویژه ایرانیان بایستی به بردگان یا بگفته عربها ،موالیان بی هویتی تبدیل شوند.
        شیخ عباس قمی، در صفحه 164، کتاب سفینه البحارو مدینه الاثار و الاحکام، این گفته حسین ابن علی، امام سوم شیعیان را می آورد:
       « ما از تبار قریشیم دوستان ما عرب ها، و دشمنان ما ایرانیها هستند، روشن است هر عرب از هر ایرانی بر تر و بالاتر است، و هر ایرانی از دشمنان ما هم بدتر است. ایرانیها را باید دستگیر کرد به مدینه آورد، زنانشان را در بازار ها به کنیزی بفروش رساند، ومردانشان را به برده گی اعراب گماشت».
از سویی اشغالگران کوشیدند، که شاد زیوی را، که یکی از ویژگیهای فرهنگ کهن ایرانی می باشد، و در تار و پود این مردم نهادینه گشته است، را با از میان بردن نماد های آن، که جشن های ایرانی بودند نابود نمایند.
·         ایرانیان مبارزنیزبرای پاسداری از فرهنگ نیاکانشان، دست از تلاش بر نمی داشتند ، ولی با همه کوششها و جانفشانی ها، برخی از این جشنها یا از میان رفتند، و یا به بوته فراموشی سپرده شدند ،و یا از رنگ و بو افتادند .
درمیان این جشنها ،همواره نوروز از جایگاه ویژه ای در میان ایرانیان بر خوردار بوده و می باشد، یکی از جشنهایی که هرگز دشمنان نتوانستند آنرا از میان بردارند، و یا از انجام آن جلوگیری نمایند ،همین نوروز باستانی و آغاز سال نو ایرانی بود ،که ایرانیان در سخت ترین ودشوار ترین برهه از زمان به انجام و پاسداری از آن پرداخته و می پردازند ، تا جاییکه سده ها پس از یورش سپاهیان اسلام و هنگامیکه دشمنان در این تلاش خود ناکام ماندند، دست به تحریف و مصادره آن زدند. در دربار برخی از خلفای اسلامی، سلاطین و حکمرانان، نیز به بر پایی این جشن می پرداختند، و به آن رنگ و بوی اسلامی دادند .
گفتند که « نوروز در دین اسلام محترم شمرده شده است، و تنها جشن وآیین ملی است، که اسلام ومذهب تشیع آن را منسوخ نکرد، بلکه جلال وشکوه هدفداری نیز بدان بخشید وبارنگ وبوی مذهبی ودینی آراسته است ».
البته در درازای سده ها، در جشن های نوروزی ایرانیان نیز، ناهنجاری ها و ناسازگاری با فرهنگ ایرانی وارد کردند، و کتاب قرآن ، که خود آیات آن پایه کتاب سوزان و از میان بردن علم و دانش و شناسه میهنی قرار گرفته بود، را بر سر سفره هفت سین آوردند، و یک جشن کهن ایرانی را با تصاویر خیالی محمد پیامبر اسلام، و علی داماد و خلیفه اش، و حسین فرزندش ، که خود هر یک در تازش به ایران، و از میان بردن فرهنگ والای ایرانی نقش بزرگی داشتند آراستند، و مردم را وادار کردند که بر خوان نوروزی، اورادی بزبان بیگانگان بخوانند، و نوروز را بیکدیگر شاد باش بگویند.
در دوره اسلامی نوروز را به سلیمان پیامبر نسبت داده اند وگفته اند « که چون وی انگشتری خود را گم کرد، پادشاهی از دستش بیرون رفت وپس از چهل روز آن را باز یافت، و شکوه پیش به او بازگشت، وپادشاهان نزد او رفتند ومرغان بازگشتند وایرانیان گفتند (( نوروز آمد )) »
این افسانه ها بر گرفته شده از تورات کتاب آسمانی و مقدس یهودیان است، که سپس به قرآن نیز در آمده و پایه و ستونهای دین اسلام را پی ریزی کرده است ؛
ولی حتی در داستان سلیمان اشاره به تاریخ بر تخت نشستن دو باره وی نشده است، که بتوان در یافت که روز نوروز بوده است .
مجلسی در کتاب (( سماء والعالم )) از قول جعفرصادق امام ششم شیعیان، روایت کرده است که:
 « روز اول فروردین حضرت آدم آفریده شده است».
·         بر پایه داستانهای تورات، « خدا روز اول، نور و تاریکی را آفرید، وروز و شب را درست کرد، وروز دوم آسمان را آفرید، وروز سوم زمین و دریا را آفرید وگیاهان را، وروز چهارم ستارگان و فصلها را، وروز پنجم حیوانات بزرگ دریایی آبزیان و پرندگان را آفرید، وروز ششم و در پایان ،زمین انواع جانوران و حیوانات اهلی و وحشی و خزندگان را بوجودآورد، و سپس آدم را آفرید» .
بنابر این خدا پنج روز پیش از نوروز، آغاز به آفرینش جهان نمود، و روز پایان که نوروز بود آدم را آفرید. در بالا می خوانیم که روز چهارم فصلها را آفرید، و اگراین افسانه را بپذیریم، و آغازآفرینش فصل ها را بهار یا نوروز قرار دهیم، باز هم حساب «امام جعفر صادق » صادق نیست، و آدم روزسوم فروردین آفریده شده، و نه روز یکم فروردین!.
در حدیث معلی بن خنیس یا حدیث نوروز، می خوانیم که جعفر بن صادق می فرمایند: « ای معلی ، روز نوروز همان روزی است که خداوند از بندگان خود پیمان گرفت که او را بپرستند، واو را انبازی نگیرند. وبه پیامبران وحجج وامامان ایمان بیاورند، همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد وبادها وزیدن گرفت وزمین در آن شکوفا و درخشان شد» .
·         اینجا امام جعفر می گوید، که نوروز همان روزی است که آفتاب در آن طلوع کرد، و با حساب تورات روز نخست بود که خدا آفتاب را آفرید ، پس اگر امام در بالا فرمودند که نوروزروز آفرینش حضرت آدم بوده، باز حساب درست در نمی آید ، چون نمی توان در شش روز دو بار نوروز داشت. و دیگر اینکه نمی توان پنج روز پیش از نوروز را نوروز نامید.
مجلسی در کتاب ((زادالمعاد )) پس از ذکر فضایل نوروز، واین که نوروز، روز موافق با روز مبعث و (27) بیست و هفتم ماه رجب بود، ودر همان روز پیامبر به پیامبری مبعوث گردید».
بیست و هفتم (27) ماه رجب سال سیزده (13) پیش از هجرت، برابرمی شود با نهم (9) ژوئیه سال ششصد و نه (609) ترسایی، و برابر است با هفده ( 17) تیر ماه ایرانی، و باز هم حساب امام درست در نمی آید، و بعثت پیامبر اسلام روز نوروز نمی شود.
امام صادق می گوید :« نوروزهمان روزی است، که کشتی نوح بر کوه جودی آرام گرفت» .
بر پایه روایت های تورات ، سفر پیدایش سوره هفتم آیه های (10-11-12)، هنگامیکه نوح ششسد (600) سال داشت، در روز هفدهم ماه دوم (Iyyar)، سال هزار و پانصد و پنجاه و شش (1556) خلقت، برابر با ماه آوریل ترسایی، که برابر با اردیبهشت ایرانی می باشد ، توفان آغاز شد.
در سفر پیدایش سوره هشتم آیه های (3و4)،  آمده است که،  سدو پنجاه (150) روز پس از توفان، کشتی روی کوه آرام گرفت. با این حساب در می یابیم که سدو پنجاه (150) روز بعد می شود، ماه(Tishri) عبری، وبرابر با ماه سپتامبر ترسایی، و آبان ماه ایرانی. پس روز نوروز نمی شود.
بر پایه این داستان ، پس از آن نیز سدو پنجاه (150) روز، نوح در کشتی ماند و سپس خارج شد ، که باز می شود ماه (Adar) عبری، و یا بهمن ماه و یا ژانویه ترسایی، و این هم روز نوروز نمی شود.
امام صادق می گوید :« نوروزهمان روزی است، که پیامبر خدا ، امیرالمؤمنین علی (ع) را بر دوش خود برداشت، تا بتهای بیت الله الحرام (کعبه ) را به زیر افکند وبتان را خرد کند . چنانچه ابراهیم نیز چنین کاری را کرد» .
تاریخ این رویداد هم در جایی نوشته نشده است تا بتوان آنرا حساب کرد.
امام صادق می گوید :« همان روزی که پیامبر به یاران خود دستور داد، تا با علی (ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند».
اشاره به داستان غدیر خم است، که گفته می شود در روز هجدهم (18)ذیحجه سال دهم (10)هجری رخ داده است ، که برابر می شود با، نوزده (19 ) ماه مارس سال دهم ترسایی، و بیست و هشتم (28) اسفند ماه ایرانی، که باز هم روز نوروز نمی باشد.
امام صادق می گوید :« همان روزی است که پیامبر (ص) ،علی (ع) را به وادی الجن (دره جنیان ) فرستاد تا ازآنان برای خود بیعت بگیرد».
هیچ نشانی از تاریخ ماموریت علی درتماس با جنیان در جایی نیست که بتوان آنرا حساب کرد.
امام صادق می گوید :« همان روزی که علی (ع) بر مردم نهروان (خوارج ) پیروز شد»
جنگ نهروان در روز نهم (9)صفر سال سی و هشت(38) هجری، برابر با بیستم(20) ژوییه سال ششسد و پنجاه و هشت (658) ترسایی، و بیست و نهم(29) تیر ماه سال سی و هفت(37) هجری شمسی رخداد ،و باز هم روز نوروز نمی شود.
نوروز جشن باستانی ایرانیان، هیچ پیوندی با اسلام، و دیگر ادیان ندارد.
نوروزجشن ایرانی ، بر همگان شاد باد.
**********
چهارشنبه تیر شید 24 اسفند / 2570 شاهنشاهی